
لیلا کاظمی-رویداد امروز
جذابیت سرمایهگذاری در کسبوکارهای نوآور، بیش از آنکه به محل استقرار آنها وابسته باشد، به توانایی تیم در ارائه یک مدل کسبوکار مقیاسپذیر و بازارمحور بستگی دارد. در این میان، استارتاپهای شهرستانی زمانی میتوانند نظر سرمایهگذاران را جلب کنند که ضمن بهرهگیری از مزیت هزینههای پایین فعالیت، چشمانداز رشد و توسعه خود را در مقیاس ملی یا منطقهای ترسیم و اثبات کنند. برای بررسی این مسأله با داوود دهقان مدیر شتابدهنده تریگآپ اصفهان گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
چرا استارتاپها در شهرستانها کمتر رشد میکنند و کمتر دیده میشوند؟ برای بهبود وضعیت چهراهکاری را پیشنهاد میکنید؟
«تمرکزگرایی تاریخی» در اکوسیستم نوآوری، منابع مالی، استعدادها و توجه رسانهای را در پایتخت متمرکز کرده است. استارتاپهای شهرستانی با چالش «فرار مغزها به تهران» برای شرایط بهتر مواجهند و دستاوردهایشان در هیاهوی اخبار شرکتهای بزرگ گم میشود. این انزوا مانع دسترسی آنها به تجربیات بازار و منتورهای برتر میگردد.
راهکار: نهادهای استانی باید به جای ساختوساز، بر ایجاد جوامع محلی مستقل و شبکههای ارتباطی سرمایهگذاری کنند. تمرکززدایی از رویدادها، برگزاری نشستهای ملی در استانها و شبکههای تبادل تجربه بین بنیانگذاران محلی، به رشد تیمها و دیده شدن ملی آنها کمک میکند.
نمونه موفق این تمرکززدایی، جشنواره ملی کارآفرینی شیخ بهایی است که علیرغم فشارهای اولیه برای انتقال به تهران، اصالت و اعتبار ملی خود را در اصفهان حفظ کرده است.
چه اقداماتی میتواند به افزایش نرخ موفقیت استارتاپها در شهرستانها کمک کند؟
برای افزایش نرخ موفقیت، نیازمند یک تغییر پارادایم از «آموزشهای تئوری» به «توسعه مهارتهای عملیاتی و نرم» هستیم. تیمهای شهرستانی معمولاً در تخصصهای فنی و مهندسی بسیار قوی هستند، اما در حوزههای توسعه کسبوکار، بازاریابی، فروش و تیمسازی با ضعفهای جدی روبرویند. بسیاری از آنها محصولی میسازند که نیاز واقعی بازار نیست (عدم تطابق محصول و بازار).
اقدامات موثر:ارتقای سطح منتورینگ: مربیان و منتورهای محلی باید خودشان آموزش ببینند و با روندهای روز مقیاسپذیری آشنا شوند. اتصال منتورهای باتجربه کشوری به تیمهای شهرستانی از طریق پلتفرمهای آنلاین ضروری است.
تمرکز بر مزیتهای بومی: استارتاپها باید تشویق شوند ابتدا راهحلهایی برای مشکلات محلی و صنایع بومی استان خود (مثلاً کشاورزی، معدن یا گردشگری) پیدا کنند و سپس آن را به یک پلتفرم ملی مقیاس دهند
همکاریهای منطقهای: ایجاد «هابهای منطقهای» که در آن استارتاپهای استانهای همجوار با هم شبکهسازی کنند، باعث انتقال تجربه و جلوگیری از اختراع دوباره چرخ میشود.
چگونه میتوان مسیر جذب سرمایه را برای کسبوکارهای نوپا در شهرستانها تسهیل کرد؟
بزرگترین چالشها، عدم تطابق ادبیات کارآفرینان محلی با انتظارات سرمایهگذاران خطرپذیر (VCs) و هدایت سرمایههای سنتی استانها به سمت بازارهای موازی (مسکن، طلا و…) به دلیل ناآشنایی با این مدل سرمایهگذاری است.
مسیرهای تسهیلگری:
ایجاد شبکههای فرشتگان کسبوکار محلی (Local Angel Networks): آشنا کردن سرمایهداران سنتی با مفاهیم سرمایهگذاری خطرپذیر و پول هوشمند (Smart Money) از طریق نشستهای مستمر (مانند انجمن «اصفهانیک»).
سرمایهگذاری مشترک: ورود صندوقهای پژوهش و فناوری استانی به عنوان سرمایهگذار پیشگام (Lead Investor) برای کاهش ریسک و جذب صندوقهای کشوری.
چرا سرمایهگذاران خطرپذیر (VCs) تمایل کمتری به بررسی پروژههای خارج از پایتخت دارند؟ آیا این مسئله به دلیل ریسکِ عدم دسترسی به مدیریت است یا کمبود بازارهای هدف محلی؟
سرمایهگذاری خطرپذیر فراتر از تزریق پول، شامل راهبری استراتژیک و شبکهسازی است؛ دوری مسافت تیمهای شهرستانی این ارتباط چهرهبهچهره را مخدوش و اصطکاک نظارتی را افزایش میدهد. با این حال، بازار محلی مانع نیست، بلکه محیطی آزمایشگاهی (Sandbox) برای تست کمهزینه محصول (MVP) است. مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که ایده، چشماندازی برای تبدیل شدن به بازیگر ملی نداشته باشد. برای حل این چالش و پر کردن خلأ اعتمادی، صندوقهای بزرگ به استفاده از استعدادیابهای محلی (Local Scouts) روی آوردهاند.
تمایل سرمایهگذاران به سرمایهگذاری در کسبوکارهای نوآور در شهرستانها چگونه است؟
برخلاف تصور عمومی، تمایل و اشتیاق بالایی در میان سرمایهگذاران هوشمند برای ورود به اکوسیستمهای استانی وجود دارد. دلیل این جذابیت، اقتصاد به مراتب مقرونبهصرفهتر در شهرستانهاست. هزینههای عملیاتی (Burn Rate)، اجاره دفتر و حقوق نیروی انسانی در شهرستانها بسیار پایینتر از پایتخت است. این یعنی با مقدار سرمایه ثابت، استارتاپ شهرستانی ماهها بیشتر زنده میماند Runway طولانیتری دارد. بهعلاوه، تیمهای شهرستانی معمولاً انسجام، انگیزه و وفاداری به مراتب بالاتری نسبت به پروژه دارند و نرخ خروج نیروها در آنها کمتر است.
با این حال، این اشتیاق با احتیاط زیادی همراه است. سرمایهگذاران در شهرستانها به دنبال پروژههایی میگردند که تیم فنی و هسته اصلی در شهرستان (با هزینههای پایین) مستقر باشند، اما چشمانداز، ساختار فروش و مقیاسپذیری (Scalability) پروژه در سطح ملی یا حتی منطقهای تعریف شده باشد.
تیمی که بتواند این ترکیب برنده (هزینه پایین محلی + بازار بزرگ ملی) را اثبات کند، فارغ از موقعیت جغرافیاییاش به شدت برای سرمایهگذاران جذاب خواهد بود.
شما ساختار بودجهریزی برای حمایت از اقتصاد دانشبنیان در شهرستانها را چگونه ارزیابی میکنید؟
ساختار فعلی بودجهریزی غالباً از رویکردی «از بالا به پایین»، متمرکز و بسیار دیوانسالارانه رنج میبرد. بخش اعظم بودجههایی که تحت عنوان حمایت از اقتصاد دانشبنیان به استانها تخصیص مییابد، به جای تزریق به تیمهای نوآور و سرمایه انسانی، صرف توسعه زیرساختهای فیزیکی، ساختمانسازی برای پارکهای علم و فناوری و خرید تجهیزات میشود.
این ساختار باید به شکل بنیادی تغییر کند. تخصیص بودجه نباید بر اساس شاخصهای کمی و نمایشی مانند تعداد شرکتهای ثبتشده یا متراژ فضای کار اشتراکی باشد. دولت باید بودجه را از طریق مدل صندوق صندوقها (Fund of Funds) در اختیار صندوقهای سرمایهگذاری بخش خصوصی و فرشتگان کسبوکار بومی قرار دهد. به این معنا که اگر بخش خصوصی حاضر شد روی یک تیم شهرستانی سرمایهگذاری کند، دولت نیز معادل آن (Matching Fund) را به عنوان حمایت بدون دخالت مستقیم و بدون تصدیگری به پروژه تزریق کند. این روش تضمین میکند که بودجه به تیمهایی میرسد که در آزمونِ سختگیرانه بازار و بخش خصوصی پذیرفته شدهاند.
در صورت بروز بحرانهای اقتصادی، استارتاپهای شهرستانها به دلیل وابستگی به بازارهای خاص یا منابع محدود، چقدر در برابر شوکهای اقتصادی تابآورتر یا آسیبپذیرتر از استارتاپهای پایتخت هستند؟
استارتاپهای شهرستانی هنگام شوکهای اقتصادی، دوگانگیِ «تابآوری هزینهای» و «آسیبپذیری درآمدی» را تجربه میکنند:
تابآوری در بقا: به دلیل ساختار هزینهای سبک، این تیمها با کاهش سود یا بهینهسازی هزینهها مدتها زنده میمانند؛ در حالی که استارتاپهای پرهزینه تهرانی سریعتر فرو میپاشند.
آسیبپذیری در رشد: در بحرانها، افت شدید قدرت خرید محلی و نبود سرمایههای نجاتبخش (Bridge Rounds)، مانع رشد آنها میشود. در نتیجه، با وجود بقای طولانیتر و احتمال تبدیل شدن به استارتاپ زامبی، توانایی محدودی برای عبور از بحران و بازگشت به مسیر رشد دارند.
نقش دولت در حمایت از استارتاپها در شهرستانها را چگونه ارزیابی میکنید؟
بزرگترین آسیب دولتها به اکوسیستم نوآوری استانی، ایفای نقش «تصدیگر» و توزیعکننده مستقیم منابع مالی است. ارائه وامهای ارزانقیمت (تسهیلات دولتی) به استارتاپهای نوپا، نه تنها کمکی نمیکند، بلکه آنها را در همان ابتدای کار به بدهکارانی تبدیل میکند که تمرکزشان از توسعه محصول به بازپرداخت اقساط منحرف میشود.
دولت باید به جایگاه اصلی خود یعنی «تسهیلگر» و «تنظیمگر» بازگردد. نقشهای کلیدی و کارآمد دولت در شهرستانها عبارتند از:
۱. توقف مجوززایی بیرویه: دولت باید از پیچیدهتر کردن فرایندها دست بردارد. به عنوان مثال، فرایند اخذ نماد اعتماد در ۴-۳ سال گذشته به مراتب سادهتر بود، اما درگاه ملی مجوزها اکنون به جای تسهیلگری، به مانعی بزرگ برای راهاندازی استارتاپها تبدیل شده است.
۲. دولت به عنوان مشتری (B2G): اختصاص درصدی از بودجه خرید نهادهای دولتی استان (شهرداریها، ادارات) به خرید محصولات و خدمات استارتاپهای بومی همان منطقه، به جای استفاده از پیمانکاران سنتی پایتخت. این کار جریان نقدینگی قدرتمندی را در اکوسیستم محلی ایجاد میکند.
۳. دولت مهمترین و تأثیرگذارترین کاری که میتواند انجام دهد این است که از دخالتهای غیرضروری پرهیز کند و صرفاً با ارتقای کیفیت و ضریب نفوذ اینترنت، زیرساختهای لازم را برای فعالیت کارآفرینان فراهم سازد. همانطور که در کتاب اکوسیستم کارآفرینی نوشته برد فلد نیز اشاره شده، کارآفرینی فرآیندی از پایین به بالاست که تنها در سایهی مهیا بودن شرایط و محیط مناسب، به شکوفایی میرسد.




