

رویداد امروز: یکی از دغدغههای مرسوم فعالان اکوسیستم استارتاپی کشور، تعامل مستقیم و شفاف با نهادهای دولتی بوده است؛ چالشی که از ابتدای فرآیند ثبت شرکت و درگیری با بروکراسیهای دولتی شروع شده و گاهی چرخ محرک این ایدهها را متوقف میکند.
ترس از این موضوع که صرف زمان برای ایجاد ارتباط و همکاری با بخش دولتی بینتیجه خواهد بود، همیشه در دل موسسین استارتاپها بوده و برخی تجربههای منفی در شکلگیری این ارتباط مهر تاییدی بر این طرز فکر بوده است.
منشأ اصلی این عدم تعاملات، آشنا نبودن هر دو سمت میز با زبان و محدودیتهای اجرایی طرف مقابل بوده؛ جایی که فضاهای کار اشتراکی به واسطه ایفای نقش مؤثر در اکوسیستم و ارتباط با بخش دولتی، با ایجاد سکویی برای به گفتوگو نشستن بخش خصوصی با دولتی و ترجمه زبان دو طرف برای یکدیگر، ارزشافزودهای خلق میکنند که ارزش آن برای هر دو طرف به مراتب بیش از ارزش فضا و امکانات است.
رسالت فضاهای کار اشتراکی در امر تسهیلگری، محدود به فضا و شرایط محیطی نیست. بسیاری تصور میکنند فضای کار اشتراکی فقط مکانی برای استفاده از میز و صندلی و اینترنت است؛ اما واقعیت این است که امروزه این فضاها به شبکههایی قدرتمند از ارتباطات انسانی، رویدادهای تخصصی و همکاری بینبخشی تبدیل شدهاند.
فضای کار اشتراکی میتواند سازنده ادبیات مشترک در گفتوگوهای سازنده میان دولت و بخش خصوصی باشد؛ گفتوگویی که نتیجهاش رشد اقتصادی، اشتغالزایی و توسعه پایدار است.
بهواقع وقتی دولت و بخش خصوصی جوان سر یک میز بنشینند، صدای این تیمها بهتر شنیده میشود و مسیر رشد هموارتر میشود. از طرفی نیازهای دولت هم بهصورت بومی و واقعی برطرف میشود.
آینده اقتصاد ما به جوانان دهه هشتادی گره خورده؛ جوانانی که جسارت و ایده دارند و به دنبال ایجاد تغییر هستند. جوانانی که حالا فضاهای کار اشتراکی به محلی برای گردهم آمدن و تبادل اندیشه آنها بدل شده است. فضاهای کار اشتراکی اگر درست دیده شوند و به نقش آنها توجه شود، میتوانند در ساخت آینده این کشور تأثیرگذار باشند.




