گردشگری سلامت؛ سرمایه از ما، محصول از همسایهها
هند دانش کهن آیورودا را در کمتر از یک دهه به صنعتی چنددهمیلیارد دلاری، کد علمی جهانی و مقصد سفر بدل کرده است. ایران دستکم ده سرمایه برای بازار ۹۰۰ میلیارد دلاری گردشگری تندرستی دارد و الگوی هند، که میراثی مشترک با ما دارد، نزدیکترین نقشه راه برای تبدیل این سرمایهها به محصول است.

سفارت هند در تهران یکم مهر روز آیورودا را گرامی داشت؛ دانشی چندهزارساله که در سرزمین خودش از یک میراث فرهنگی به یک محصول گردشگری سلامت تبدیل شده است. هند برای حوزه مرتبط با آن وزارتخانه مستقل ساخته، کدهایش را به طبقهبندی جهانی سازمان جهانی بهداشت رسانده و برای مسافرانی که به قصد درمانهای سنتی به این کشور میروند، ویزای جداگانه صادر میکند. بنا بر آمار رسمی دولت هند، ارزش بازار بخش آیوش، که آیورودا را هم در بر میگیرد، از ۲٫۸۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ به ۴۳٫۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده است؛ یعنی بیش از پانزده برابر در کمتر از یک دهه.
از این رویداد به موضوع یادداشت بازمیگردیم. ایران از هیچکدام از مواد اولیه این صنعت کم ندارد؛ از چشمه و گل و نمک و ماسه تا جنگلی که میراث جهانی است و طبی که قرنها با همین دانش هندی داد و ستد کرده است. پس چرا در بازاری که هر سال بزرگتر میشود، سهم ما به چشم نمیآید؟ پاسخ آن ساده ولی اساسی است. ما سرمایه خام داریم، اما محصول نداریم. و خبر خوب این است که الگوی تبدیل این سرمایه به محصول را هند بهعنوان کشوری ساخته که با ما میراث مشترک دارد.
بازاری بزرگتر از تخت بیمارستان
بنا بر گزارش مؤسسه جهانی تندرستی (Global Wellness Institute)، اقتصاد جهانی تندرستی در سال ۲۰۲۴ به ۶٫۸ تریلیون دلار رسید. سهم گردشگری تندرستی از آن ۸۹۳٫۹ میلیارد دلار بود، با رشد ۱۳٫۸ درصدی نسبت به سال پیش از آن. بازار چشمههای آب گرم و معدنی بهتنهایی ۷۱٫۷ میلیارد دلار ارزش داشت و همین مؤسسه برای آن رشد سالانه حدود ۱۰ درصد پیشبینی میکند، چون صدها مقصد مبتنی بر چشمه در صف سرمایهگذاری جهانی قرار گرفتهاند.
روایت رسمی ایران از گردشگری سلامت اما روایت دیگری است. وزیر میراث فرهنگی اردیبهشت امسال، در افتتاح بخشی از شهرک سلامت اصفهان، اعلام کرد در سال ۱۴۰۴ حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار گردشگر خارجی، بهویژه از کشورهای همسایه، در ایران خدمات سلامت گرفتهاند و درآمد این حوزه نزدیک ۲ میلیارد دلار بوده است. دلایلی که او برای انتخاب ایران برشمرد، پزشکان متخصص، مراکز درمانی نمونه و هزینهای بود که برای همسایگان یکسوم تا یکپنجم کشورهای دیگر تمام میشود.
اما همه این روایت روی درمان بیمارستانی و ارزانی بنا شده است. مزیت قیمتی، مزیتی شکننده است. رقیبی ارزانتر یا نرخ ارزی باثباتتر آن را از میان میبرد. گردشگری تندرستی بازاری است که مسافرش بیمار نیست و برای تجربه میآید، نه برای تخفیف. در این بازار قیمت پایین برگ برنده نیست؛ اعتماد برگ برنده است. و اعتماد را نمیشود با تبلیغ ساخت؛ باید آن را با نهاد، استاندارد و کد علمی ساخت. این همان کاری است که هند کرده است.
الگوی هند؛ از میراث تا صنعت
آنچه تجربه هند را برای ایران از هر نمونه دیگری آموختنیتر میکند، نقطه شروع مشترک است. هند هم مانند ما با دانشی کهن، شفاهی و پراکنده آغاز کرد؛ دانشی که در خانهها و نزد حکیمان محلی زنده بود و در نظام سلامت مدرن جایی نداشت. تفاوت در این است که هند در یک دهه اخیر، گامبهگام، شش حلقه را دور این دانش ساخت.
حلقه نخست نهاد بود. هند از سال ۱۳۹۳ برای آیورودا و دیگر نظامهای سنتی پزشکی وزارتخانهای مستقل با نام آیوش تشکیل داد. از آن پس این دانش متولی داشت؛ نهادی که هم پاسخگوی کیفیت بود و هم مسئول رشد.
حلقه دوم زبان علمی بود. وزارت آیوش واژگان و بیماریهای آیورودا، سیدا و یونانی را در سامانهای ملی استاندارد کرد و ۲۰ دی ۱۴۰۲، با همکاری سازمان جهانی بهداشت، این کدها بهعنوان ماژول دوم طب سنتی وارد طبقهبندی بینالمللی بیماریها (ICD-11) شد. از آن روز آیورودا به زبانی حرف میزند که هر نظام سلامت، هر پژوهشگر و هر شرکت بیمه در جهان آن را میفهمد. این همان مرزی است که یک دانش را از «موضوع خانگی» جدا میکند: تا کد نداشته باشد، در پرونده پزشکی ثبت نمیشود؛ تا ثبت نشود، بیمه آن را نمیشناسد؛ و تا بیمه آن را نشناسد، بازار جهانی به آن اعتماد نمیکند.
حلقه سوم استاندارد و درجهبندی بود. ایالت کرالا، مهد آیورودا، مراکز خود را از طریق اداره گردشگری ایالت درجهبندی میکند. گواهی هر مرکز سه سال اعتبار دارد، بازرسان میتوانند بیخبر سر برسند، نشان رسمی ایالت باید روی همه تبلیغات مرکز بیاید و هر تخلف به لغو گواهی میانجامد. مسافر خارجی پیش از آنکه به کرالا برسد، میداند به کدام مرکز اعتماد کند.
حلقه چهارم دروازه ورود بود. هند از تابستان ۱۴۰۲ «ویزای آیوش» صادر میکند؛ ویزایی ویژه برای شهروندان خارجی که برای بهرهگیری از درمانهای سنتی به هند سفر میکنند. دولتی که برای یک دانش ویزای جداگانه تعریف میکند، پیامی روشن به بازار میدهد: این دانش دلیل سفر است.
حلقه پنجم مرجعیت جهانی بود. سازمان جهانی بهداشت ۵ فروردین ۱۴۰۱ مرکز جهانی طب سنتی خود را در جامناگار هند تأسیس کرد. دومین اجلاس جهانی این سازمان درباره طب سنتی هم ۲۶ تا ۲۸ آذر ۱۴۰۴ در دهلینو برگزار شد. تابستان امسال نیز وزیران بهداشت بریکس در نشست چندیگر، به میزبانی هند، بخشی ویژه درباره طب سنتی و مکمل در بیانیه خود گنجاندند و گروه کارشناسی تازهای برای پژوهش مشترک، استانداردهای کیفیت و بسترهای دیجیتال دانش تشکیل دادند. هند امروز فقط صاحب یک دانش سنتی نیست؛ میزبان گفتوگوی جهانی درباره آن است.
حلقه ششم نقشه راه بود. دولت هند تابستان امسال نقشه راه راهبردی جهانیسازی آیورودا را منتشر کرد؛ سندی که بر استانداردهای کیفیت، پژوهش معتبر، متخصصان آموزشدیده و چارچوبهای مقرراتی قابلشناسایی در سطح بینالمللی تأکید دارد. هند میراثش را به جهان نفروخت؛ اول آن را قابلاعتماد کرد و بعد به جهان عرضه کرد.
همسایهها هرکدام یک تجربه
هند تنها نمونه نیست. همسایههای ما هم، هرچند در مقیاسی کوچکتر، هرکدام دستکم یک حلقه از همین زنجیره را زودتر از ما ساختهاند. ترکیه نهاد ساخت: وزارت بهداشت این کشور در سال ۲۰۱۹ شرکت دولتی «اوشاش» (USHAŞ) را برای معرفی و ساماندهی گردشگری سلامت تأسیس کرد و به گزارش مرکز آمار ترکیه، این کشور در سال ۲۰۲۳ با ۱٫۴ میلیون گردشگر سلامت ۲٫۳ میلیارد دلار درآمد داشت. گرجستان صندوق ساخت: صندوق توسعه این کشور شهر آبدرمانی متروک تسخالتوبو را در پروژهای ۸۰۰ میلیون دلاری، با ۱۵ آسایشگاه قدیمی و ۹ حمام آب معدنی، یکجا توسعه میدهد و تا ۲۵ درصد سهم آن را به سرمایهگذاران خصوصی عرضه کرده است. آذربایجان محصول یگانه ساخت: نفتالان، تنها مقصد نفتدرمانی جهان، که در دوره شوروی سالانه ۷۵ هزار مسافر داشت، از دهه ۱۳۸۰ بازسازی شده است. و اردن سند ساخت: راهبرد گردشگری درمانی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۷ این کشور را چند وزارتخانه و انجمن بیمارستانهای خصوصی با هم نوشتهاند و محور آن بستههایی با قیمتگذاری سنجیده است.
در دورتر هم نمونهها همین منطق را تأیید میکنند. ژاپن از سال ۱۳۸۵ تاکنون ۶۵ پایگاه جنگلدرمانی را با تأیید علمی گواهی داده است. آلمان اقامت درمانی در ۳۵۰ شهر درمانی رسمی خود را در بسیاری موارد زیر پوشش بیمه برده است. منطق در همه جا یکی است: منبع طبیعی بهتنهایی مقصد گردشگری را جذاب نمیکند؛ سازوکاری که متناسب با آن ساخته میشود، مقصد را به انتخاب گردشگران تبدیل میکند.
ایران؛ سرمایه بیشناسنامه
فهرست سرمایههای ایران در این بازار بلندتر از آن است که معمولا تصور میشود. چشمههای آب گرم و معدنی سرعین و محلات سالهاست مقصد مسافران داخلیاند. گل دریاچه ارومیه در گلدرمانی نام آشنایی است. غار نمکدان قشم با ۶٫۵۸ کیلومتر طول، به گزارش اتحادیه بینالمللی علوم زمین، طولانیترین غار نمکی شناختهشده جهان است و در ژئوپارک جهانی یونسکو قرار دارد. ریگزارهای کویر و دشت لوت، که میراث جهانی است، ظرفیت ماسهدرمانی دارند. جنگلهای هیرکانی با حدود ۵۵ هزار کیلومتر مربع وسعت از تیر ۱۳۹۸ در فهرست میراث جهانیاند. طب ایرانی در دانشگاههای علوم پزشکی دانشکده و دکترای تخصصی دارد. ایران خاستگاه حدود ۸ هزار گونه گیاهی است که برآورد منابع رسمی از شمار گونههای دارویی آن میان ۱۸۰۰ تا ۲۳۰۰ گونه است. گلابگیری قمصر کاشان، گرمابههای تاریخی اصفهان و کاشان و آیینهای پهلوانی و زورخانهای، که از سال ۱۳۸۹ در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شده، این فهرست را کامل میکنند.
اما وقتی همین ده سرمایه را با چهار پرسشی بسنجیم که هند به آنها پاسخ داده است، تصویر عوض میشود. آیا استاندارد و درجهبندی دارد؟ آیا ارائهدهنده رسمی و مجوزدار دارد؟ آیا دانش آن مدون شده و آموزش داده میشود؟ و آیا به کد علمی و طبقهبندی رسیده است؟ از این ده سرمایه تنها دو مورد تا نیمه راه رفتهاند. طب ایرانی پزشک پروانهدار و آموزش دانشگاهی دارد و گیاهان دارویی در قالب فرآورده طبیعی در سازمان غذا و دارو ثبت میشوند. بقیه یا میراثاند، یا موضوع مقاله دانشگاهی، یا کسبوکاری غیررسمی. گل ارومیه در بازارهای آنلاین بیشناسنامه فروخته میشود. نمکدان قشم ژئوسایت است، نه مرکز نمکدرمانی. هیرکانی میراث جهانی است، اما حتی یک پایگاه جنگلدرمانی گواهیشده ندارد. گرمابههای تاریخی موزهاند، نه خدمت قابل ارائه. برای آبدرمانیهای چشمهای هم سند رسمی از استاندارد درمانی ملی در دسترس نیست.
حتی طب ایرانی، پیشروترین حلقه این فهرست، درست در همان نقطهای مانده که هند از آن عبور کرد. مقالهای علمی که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد و یکی از نویسندگانش مدیرکل مرکز طب ایرانی و مکمل وزارت بهداشت است، تصریح میکند که ایران هنوز نظام طبقهبندی الکترونیکی استاندارد برای بیماریها و مداخلههای طب سنتی ندارد. هند میراثش را به زبان علم جهانی ترجمه کرده است؛ ما هنوز زبان ملی آن را هم تدوین نکردهایم.
خبر امیدوارکننده این است که به گفته وزیر میراث فرهنگی، سامانه جامع گردشگری سلامت با همکاری سه وزارتخانه میراث فرهنگی، بهداشت و رفاه آماده رونمایی است. اما همین که یک سامانه به همرأیی سه وزارتخانه نیاز دارد، نشان میدهد صاحب زنجیره هنوز روشن نیست. هند کار را با ساختن متولی آغاز کرد؛ ما هنوز در این پرسش ماندهایم که مسئول کیست.
پیشنهاد: شناسنامه ملی مقصدهای سلامت
راه، کپیکردن نیست؛ راه، آموختن از تجربهای است که با ما ریشه مشترک دارد و زمینه همکاریاش هم فراهم است. پیشنهاد مشخص من طرحی است با نام «شناسنامه ملی مقصدهای سلامت»، در پنج گام که هرکدام بر یکی از حلقههای الگوی هند بنا شده است.
گام نخست، زبان علمی است. ایران نظام طبقهبندی و کدگذاری ملی طب ایرانی را تدوین کند؛ کاری که پژوهشگران خود وزارت بهداشت ضرورتش را ثبت کردهاند. این نظام باید از روز نخست با ساختار ICD-11 سازگار طراحی شود. تفاهمنامه همکاری طب سنتی ایران و هند، که از سال ۲۰۱۸ میان دو وزارت بهداشت امضا شده، بهترین بستر برای بهرهگیری از تجربه وزارت آیوش در همین مسیر است.
گام دوم، مرجعیت منطقهای است. ایران عضو بریکس است و گروه کارشناسی تازه طب سنتی این مجموعه به ابتکار هند شکل گرفته است. حضور فعال ایران در این گروه و پیگیری همکاری با مرکز جهانی طب سنتی سازمان جهانی بهداشت در جامناگار، طب ایرانی را از حاشیه به میز گفتوگوی جهانی میآورد.
گام سوم، درجهبندی به الگوی کرالاست. آبدرمانیها، مراکز طب ایرانی و مقصدهای طبیعتدرمانی گواهی سهسطحی با اعتبار محدود بگیرند؛ با بازرسی بیخبر، نشان واحد روی همه تبلیغات و لغو گواهی با هر تخلف. این کار بیش از بودجه به تصمیم نیاز دارد.
گام چهارم، دو خوشه آزمایشی است. یکی سرعین برای آبدرمانی. دیگری استان اصفهان؛ جایی که شهرک سلامت به قطب پزشکی کشور بدل شده، گروه طب ایرانی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان فعال است، گلابگیری قمصر کاشان هر سال مسافر جذب میکند و گرمابههای تاریخی اصفهان و کاشان روایتی آماده دارند. کمتر جایی در ایران همه این حلقهها را در یک استان کنار هم دارد. هر خوشه یک مدیر مقصد واحد داشته باشد و سرمایهگذاری آن به شیوه گرجستان سامان یابد: صندوقی که ریسک اولیه زیرساخت را بپذیرد و سهم را به بخش خصوصی عرضه کند، همراه با پیوند به بیمه تکمیلی تا تقاضای داخلی از روز نخست پایه کار باشد.
گام پنجم، روایت و داده است. داشبوردی عمومی که هر ماه شمار گردشگران تندرستی را به تفکیک آبدرمانی، طب سنتی، طبیعتدرمانی و درمان بیمارستانی منتشر کند؛ و مسیری مشترک که طب ایرانی و آیورودا را، با همه پیوندهای تاریخیشان، در کنار هم به مسافر منطقه عرضه کند.
بازار جهانی گردشگری تندرستی منتظر ما نمیماند و همسایهها هرکدام حلقهای را زودتر ساختهاند. اما در این مسیر ما تنها نیستیم. کشوری که میراث پزشکیاش قرنها با طب ایرانی درآمیخته، راه تبدیل میراث به صنعت را پیموده و در تهران درباره همکاری سخن میگوید. سرمایه خام، هرقدر هم غنی، تا شناسنامه نگیرد فقط ظرفیت بالقوه است. اگر امروز شناسنامه سرمایههایمان را تهیه کنیم، فردا میتوانیم نه رقیب همسایگان، که شریک آنها در بازار تندرستی منطقه باشیم.






