دیدگاهنو

روایت، کلید گمشده برند گردشگری ایران

چرا روایت انسانی از تجربه سفر، مؤثرتر از تبلیغات پرهزینه است و چگونه می‌تواند برند گردشگری و حتی برند ملی ایران را بسازد؟

دعوت اخیر سفارت هند از چند چهره ایرانی فضای مجازی برای معرفی ایالت بیهار، بیش از یک مهمانی صمیمی نمونه‌ای هوشمندانه از دیپلماسی فرهنگی بود. آنها به‌خوبی فهمیده‌اند که هزینه‌های سنگین تبلیغات و کمپین‌های رسانه‌ای، دیگر به پای تأثیر یک روایت واقعی نمی‌رسد. وقتی یک سفر یا تجربه با زبان انسانی و صمیمی روایت می‌شود، هزاران نفر را همراه می‌کند. این همان زبانی است که برند گردشگری جهانی بر آن بنا شده: روایت.

روایت در اکوسیستم نوآوری ایران
ایران نیز کم‌وبیش مسیر را آغاز کرده است. استارتاپ‌هایی چون علی‌بابا، اسنپ‌تریپ، جاباما، مستربلیت، فلای‌تودی و لست‌سکند نشان داده‌اند که ظرفیت فناوری در گردشگری کم نیست. آنها زیرساخت فروش و خدمات سفر را شکل داده‌اند و میلیون‌ها کاربر داخلی را به سفر پیوند داده‌اند.
اما یک پرسش اساسی باقی مانده: این قدرت تکنولوژیک چه سهمی در روایتگری ایران برای جهان داشته؟ واقعیت این است که هنوز نقش روایت در این پلتفرم‌ها کم‌رنگ است. فروش بلیت و رزرو هتل به تنهایی برند ملی نمی‌سازد؛ آنچه چهره یک کشور را در ذهن گردشگران تثبیت می‌کند، روایت‌های زنده و انسانی است.

tourism-brand-iran-1404

نمونه‌های جهانی؛ از سفر تا برند ملی
نمونه‌های موفق و تجربه‌های عملی جهانی پیش روی ما هستند.
Tripadvisor از یک وبسایت ساده نقد و بررسی هتل و رستوران شروع کرد. اما با اتکا به روایت میلیون‌ها مسافر، نه فقط به مرجع تصمیم‌گیری گردشگران در سراسر جهان بدل شد، بلکه امروز به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های شکل‌دهنده «تصویر کشورها» عمل می‌کند. در واقع روایت‌های کوتاه کاربران در این سایت، وزن تبلیغات رسمی دولت‌ها را کم کرده‌اند.
Culture Trip پا را فراتر گذاشت و سفر را به کالای فرهنگی تبدیل کرد.
در این پلتفرم شما بلیت و هتل نمی‌خرید؛ بلکه داستان تجربه یک محله در بارسلونا، یک جشن محلی در توکیو یا یک کوچه تاریخی در قاهره را می‌خرید. آنچه عرضه می‌شود روایت است، نه فقط خدمت. این رویکرد نشان داد که روایت، خود می‌تواند به «محصول» تبدیل شود.
Klook نیز مسیر متفاوتی را پیمود. این استارتاپ آسیایی به جای رقابت صرف بر سر رزرو بلیت یا تور، تجربه‌های محلی را برجسته کرد. شما در Klook می‌توانید بلیت قایق‌سواری در تالاب‌های ویتنام، کلاس آشپزی در بانکوک یا مراسم چای در کیوتو را بخرید. هر تجربه به دست میزبان محلی روایت می‌شود و همین پیوند روایت و تجربه، Klook را به یک برند بین‌المللی بدل کرد.
Airbnb Experiences هم یکی از درخشان‌ترین نمونه‌ها است. این بخش از Airbnb میزبانان را فراتر از اجاره‌دهندگان خانه معرفی کرد و آنها را به «سفیران فرهنگی» بدل ساخت. حالا یک میزبان در استانبول یا لیسبون یا کیوتو می‌تواند روایتگر فرهنگ و شهر خود باشد؛ از گردش شبانه در محله‌های تاریخی تا کارگاه هنری یا آشپزی. این روایت‌های کوچک، تصویری تازه و انسانی از کشورها ساخته‌اند؛ تصویری که هیچ کمپین تبلیغاتی پرهزینه قادر به ساختنش نبود.
بازتاب فعالیت این نمونه‌ها روشن است: روایت نه‌تنها موتور محرک برند گردشگری است، بلکه می‌تواند به ابزار قدرتمند برندسازی ملی بدل شود. وقتی گردشگر در جهان نام کشوری را می‌شنود، در ذهنش نخست یک «روایت» زنده تداعی می‌شود، نه یک بیلبورد.

نقدی بر یک جاماندگی
با وجود چنین نمونه‌هایی، بخشی از سیاستگذاران گردشگری در ایران همچنان به تبلیغات پرهزینه و کم‌اثر دل بسته‌اند؛ بیلبوردهایی که کمتر دیده می‌شوند و بروشورهایی که اغلب سر از سطل زباله درمی‌آورند. در همین حال، ظرفیت روایتگری دیجیتال و دیپلماسی فرهنگی نادیده گرفته می‌شود.
اما انصاف این است که همه تقصیر متوجه نهادهای دولتی نیست. رسانه‌های ما نیز در بسیاری مواقع یا گرفتار تکرار خبرهای رسمی‌اند، یا در روایتگری از تجربه‌های زنده و انسانی کوتاهی کرده‌اند. نتیجه این شده که هزاران داستان ناگفته ایران، بی‌راوی مانده است. این نقد برای تخطئه نیست، برای یادآوری است: چرا در کشوری با چنین گنجینه‌ای از روایت‌ها، هنوز میدان به روایتگران خلاق و حرفه‌ای سپرده نمی‌شود؟

فرصت‌های خفته برای استارتاپ‌ها و اکوسیستم
ایران نه تنها در گردشگری تنوع بی‌بدیل دارد، بلکه در اکوسیستم نوآوری هم منابع انسانی خلاقی در اختیار دارد. کافی است استارتاپ‌های گردشگری به سمت روایتگری خلاق حرکت کنند.
آنها می‌توانند سفرنامه‌های تعاملی بسازند، روایت‌های ویدئویی و کوتاه را در پلتفرم‌های خود جا دهند، گردشگران خارجی را به روایت سفرشان در ایران دعوت کنند و حتی به اینفلوئنسرهای بین‌المللی میدان دهند. در کنار آنها، تورگردان‌ها و فعالان محلی می‌توانند روایت‌های کوچک اما عمیق بسازند؛ روایت‌هایی که از کوچه و بازار و آیین‌های بومی آغاز می‌شود و به جهان می‌رسد.

زمان تغییر است
ایران امروز نیازمند یک استراتژی مشترک در معرفی خود است. برندسازی ملی با روایت، یک پروژه مشترک میان دولت، صنف گردشگری، استارتاپ‌ها و فعالان فضای مجازی است. هیچ‌کدام به تنهایی قادر به ساختن تصویر تازه ایران نیستند. باید میدان روایت به روی همه باز شود و سیاستگذاری به‌جای محدودیت، به اعتماد و تسهیل بیندیشد.

دعوتی برای روایتگری
قدرت روایت، تنها برند گردشگری یک کشور را نمی‌سازد؛ برند ملی را بازتعریف می‌کند. همان‌گونه که ترکیه، امارات، قطر و حتی عربستان با این ابزار توانستند چهره‌ای نو به جهان نشان دهند، ایران هم می‌تواند. اما شرطش این است که از تبلیغات رنگ‌ورو رفته دل بکنیم و به روایت‌های زنده، واقعی و انسانی اعتماد کنیم. روایت‌هایی که اگر در دست روایتگران خلاق و استارتاپ‌های نوآور قرار گیرد، می‌تواند هزاران نفر را راهی ایران کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا