
در شهریور ۱۴۰۳، انجمن فینتک ایران با صدور بیانیهای بیسابقه، صدای بلند بخش خصوصی در برابر سیاستهای نظارتی شد. در این بیانیه تأکید شده بود که بیش از ۶۰ میلیون ایرانی از خدمات فینتک استفاده میکنند؛ خدماتی که از پرداخت آنلاین و انتقال وجه تا لندتک (فناوری وامدهی) و اینشورتک (فناوری بیمه) را در بر میگیرد و حتی در مناطق محروم هم دسترسی مالی را بهبود بخشیده است.
طبق برآورد انجمن، بیش از ۲۵۰ هزار کسبوکار عملیات مالی خود را بر بستر این خدمات انجام میدهند و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در این حوزه از ۵۰۰ هزار نفر فراتر رفته است.
اما لحن بیانیه هشدارآمیز بود: تصمیمات مبهم بانک مرکزی درباره رمزارز، کارمزدهای ناعادلانه در لندتک و محدودیتهای ناگهانی در شاپرک، آینده این صنعت را تهدید میکرد. انجمن صراحتاً اعلام کرد که تنها راه نجات، ایجاد فوری یک نهاد تنظیمگر تخصصی و مستقل است.
مرداد ۱۴۰۴؛ رهنگاشت تازه بانک مرکزی
یک سال بعد، بانک مرکزی در مرداد ۱۴۰۴ پیشنویس «رهنگاشت گسترش و تنظیمگری فناوریهای نوین مالی» را منتشر کرد. این سند چهار راهبرد اصلی دارد:
- تقویت قوانین برای نوآوری و رقابت سالم.
- جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی در فینتکهای بومی.
- افزایش همافزایی میان بازیگران اصلی زیستبوم مالی.
- ایجاد بستر تبادل ایدهها و محصولات نوآورانه.
بانک مرکزی وعده داده است نهادی در داخل خود برای رصد و ساماندهی فینتکها ایجاد کند. به گفته مسئولان، این نهاد میتواند مشکلات زیرساختی را حل کرده و مسیر رشد را هموار کند.
استقبال مشروط بخش خصوصی
فعالان صنعت، رهنگاشت را گامی مثبت برای به رسمیت شناختن فینتکها میدانند، اما میگویند مشکل اصلی همچنان پابرجاست: نبود نهاد مستقل. آنها معتقدند وقتی تنظیمگری در دل بانک مرکزی بماند، همان سیاستهای محدودکننده گذشته بازتولید خواهد شد.

تجربه جهانی: چرا نهاد مستقل ضروری است؟
الگوی جهانی هم این نگاه را تقویت میکند. در بریتانیا، سنگاپور و امارات، نهادهای تنظیمگر فینتک جدا از بانک مرکزی فعالیت میکنند. این نهادها علاوه بر نظارت، فضای رقابتی و نوآورانه ایجاد کردهاند که نتیجهاش رشد سریع استارتاپهای مالی و جذب سرمایههای بینالمللی بوده است.
فرصتها و تردیدها در آینده فینتک ایران
رهنگاشت بانک مرکزی نقاط قوتی دارد: تأکید بر شفافیت، حفظ حریم خصوصی، بانکداری باز، توسعه RegTech و SupTech (فناوریهای نظارت هوشمند) و ایجاد سندباکسهای نظارتی (محیطهای آزمایشی برای کسبوکارهای نوآور). این موارد در صورت اجرا میتوانند به فینتکها کمک کنند.
اما فعالان میپرسند: چه تضمینی وجود دارد که این سند هم به سرنوشت بخشنامههای مقطعی دچار نشود؟
اکنون آینده فینتک ایران در نقطه عطفی حساس قرار دارد. بانک مرکزی بر تنظیمگری در دل خود تأکید میکند، اما بخش خصوصی استقلال نهادی تازه را مطالبه میکند. اگر رهنگاشت تازه اجرا شود، شاید آغازی بر فصل نوین اقتصاد دیجیتال باشد؛ وگرنه خطر از دست رفتن فرصتها و حتی فرار نخبگان جدی است.




