
فروزان کریمی
مدیر مارکتینگ، خانواده ماموت
چه اتفاقی میافتد وقتی گروهی از دانشجویان ترم اول و دوم، با ذهنهایی خلاق و نگاهی نو، در یک فرآیند چندماهه یاد بگیرند که چطور به مسائل واقعی جامعه پاسخ دهند؟ پاسخ را میتوان در تجربهی منِ تسهیلگر در برنامهی «Solve for Tomorrow Samsung» پیدا کرد؛ جایی که نوآوری، یادگیری و همدلی در کنار هم شکوفا شدند.
درباره رویداد
«Solve for Tomorrow» یکی از برنامههای مسئولیت اجتماعی سامسونگ در سطح جهانی است که با هدف افزایش توانمندیهای فکری و مهارتی نسل جدید برگزار میشود. در ایران، این برنامه با همکاری مرکز نوآوری دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پارک علم و فناوری) و حمایت سامسونگ، در 3 دورهی 12 هفته برگزار شد. شرکتکنندگان این برنامه، دانشجویان ترم اول و دوم در رشتههای مختلف بودند؛ جوانانی از دل نسل Z که قرار بود با کمک ابزار «Design Thinking»، برای چالشهای واقعی حوزههای محیط زیست، آموزش، پایداری و پزشکی راهحل طراحی کنند.در هر دوره، ۱۰ تیم پنجنفره با راهبری ۱۲ تسهیلگر فعالیت کردند. من نیز افتخار داشتم که به عنوان تسهیلگر در هر دو دوره، همراه و راهنمای دو تیم باشم.

از ایده تا اجرا: همراهی با تیمها
در هر هفته، یکی از مراحل تفکر طراحی (Design Thinking) آموزش داده میشد: از درک مسئله و همدلی، تا ایدهپردازی، نمونهسازی و تست. تیمها موظف بودند که طی هفته آن مرحله را روی چالش خود پیادهسازی کنند. خروجیها بسیار متنوع بودند: از طراحی اپلیکیشن گرفته تا ساخت محصول فیزیکی یا بهبود فرآیندهای موجود.
برخی تیمها با محوریت آموزش، به طراحی پلتفرمی برای یادگیری بهتر گروههای خاص پرداختند. برخی دیگر در حوزه پایداری، ایدههایی برای کاهش مصرف منابع یا بازیافت هوشمند داشتند. چیزی که در همهی تیمها مشترک بود، شور حل مسئله و تمایل به تأثیرگذاری بود.

چالشهایی که تبدیل به یادگیری شدند
برای بسیاری از این دانشجویان، این اولین تجربهی کار تیمی واقعی بود. طبیعی بود که گاهی دچار اختلاف، سردرگمی یا کمکاری شوند. ولی دقیقاً همینجا بود که یادگیری شکل گرفت: آشنایی با سبکهای مختلف فکری، شناخت رفتارهای متنوع انسانی، و تلاش برای حل تعارضها. لحظاتی بود که بچهها بهجای انتقاد، به هم دلداری میدادند. گاهی هم بابت تأخیر یا اشتباه یک عضو، کل تیم با همدلی پیش میرفت. دوستیهای عمیقتری شکل گرفت که فراتر از پروژه بودند.
به عنوان تسهیلگر، سعی میکردم همیشه در دسترس و حاضر باشم؛ چه در گروههای تلگرامی، چه در جلسات حضوری. وقتی احساس میکردم تیمی از مسیر اصلی منحرف شده، با معرفی منابع و باز کردن چشمانداز جدید، تلاش میکردم مسیر را برایشان شفافتر کنم.
نسل Z: دقیق، پیگیر، متفاوت
یکی از جالبترین بخشهای تجربهی من، شناخت بهتر نسلی بود که آینده را خواهد ساخت. دانشجویان نسل Z به شدت دقیق، تحلیلگر و اهل دیتیل بودند. شاید نسبت به نسلهای قبل، کمتر صبر و حوصله برای آموزشهای سنتی داشتند، اما وقتی موضوعی برایشان جدی و قابل حل بهنظر میرسید، با تمام توان برای اجرایش میجنگیدند.آنها آیندهنگر بودند؛ بسیاری ازشان دقیق میدانستند دنبال چه مسیری هستند، و حتی آنهایی که هنوز نمیدانستند، با پرسوجو و جستوجو به دنبال راه خود میگشتند. بعضی از شرکتکنندگان اطلاعات بهروزی دربارهی موضوعات مختلف داشتند و گفتوگو با آنها واقعا لذتبخش بود.
آموزش مسئلهمحور: نیاز حیاتی برای ایران
بهنظرم اگر قرار است سیستم آموزشی ما به پرورش نسل نوآور، خلاق و مسئول کمک کند، باید از همین مدلها بیشتر الگوبرداری کنیم. یادگیری بر پایهی حل مسئله (PBL)، چیزی فراتر از یک تمرین دانشگاهی است؛ تمرینی برای زیستن در دنیایی پیچیده. در کشوری مثل ایران، که با چالشهای بزرگ زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی روبهروست، ایجاد بسترهایی برای رشد خلاقیت و توانمندسازی نسل جوان، نهتنها مفید، بلکه ضروری است.

سخن آخر: فردا همین امروز است
برای من، این تجربه نهفقط یک فعالیت داوطلبانه، بلکه یک مسیر یادگیری شخصی بود. یاد گرفتم که چطور فقط راهنما باشم، نه پاسخگو. یاد گرفتم که چطور اعتماد کنم به فرآیند، به تیمها، و به قدرت نسل بعد.
«Solve for Tomorrow» فقط یک برنامه نبود، بلکه یک پیام بود:
اگر بخواهیم فردایی بهتر بسازیم، باید از همین امروز، حل کردن را یاد بگیریم.




