بستر کار آفرینی تضعیف شده است
گفتگوی رویداد امروز با بهنام ملکی، رییس کانون دانش آموختگان اقتصاد :

افزایش اشتغال و کاهش نرخ بیکاری از موضوعات اساسی در اقتصاد هر کشور است که میزان توسعهیافتگی آن رارقم میزند. اما در کشور ما آمار موجود از وضعیت نگران کنندهای حکایت دارد که ادامه این وضعیت، پیامدهای جدی به همراه خواهدداشت. بنابراین مسئولان مربوطه برای کاهش نرخ بیکاری و افزایش اشتغال باید راهکارهای اساسی بیندیشند تا شاهد بهبود وضعیت اشتغال و کاهش نرخ بیکاری باشیم. رویداد امروز برای برسی وضعیت اشتغال و نرخ بیکاری با بهنام ملکی، رییس کانون دانش آموختگان اقتصاد گفتگو کرده که در ادامه میخوانید:

چرا با وقوع بحران یا کمبود ؛کارخانهها و شرکتها دست به تعدیل نیرومیزنند؟
وضعیت اشتغال وبیکاری بیانگر نبض وضعیت اقتصادی یک کشور است جامعه ای که با عدم اشتغال کامل روبروست در واقع با بیکاری نوعی سکته روانی برای جامعه اتفاق افتاده است؛ به طوری که کارگران ضعیف و مظلومترین نیروهای جامعه هستند که با شوک های اقتصادی بلافاصله کارفرما برای اینکه خسارت بیشتری نبیند شروع به اخراج نیروی کار میکند. کارفرما تلاش دارد برای مقابله با اتفاقات و حوادث اقتصادی نظیر جنگ و غیره هزینههای خود را کاهش دهد؛ در نتیجه با این رویه و اخراج نیروی کار ، به دنبال ایجاد ثبات و امنیت برای خود است.اگر منافع کارفرمایان به هر دلیلی به مخاطره بیفتدبا کوچکترین نااطمینانی از آن فعالیت ، سرمایهگذاری در آن حیطه گریزان میشود ، متاسفانه باجنگ ۱۲ روزهای که پشت سر گذاشتیم و مهمتر از آن خبرهای ضد و نقیضی که پیرامون ناامنی ها بعد از آن منتشر میشودو از سوی دیگر دولت همه چیز را به فضای دقیقه نودی موکول می کند، دود آن به چشم اشتغال رفته و بیکاری را گسترش می دهد. در شرایط کنونی دولت به بهانه جلو گیری از کمبود کالا یا قحطی تلاش می کند درآمدنفتی را به واردات کالا و خدمات بدون توجه به سایر تبعات اقتصادی اختصاص دهد. همه اینها به مقوله کار وکارآفرینی آسیب می رساند. بدون تردید وقتی کارآفرین با مشکل مواجه شود طبیعی است که مشاغل پایدار از بین میروند براساس آمار موجود بالای ۳۰ درصد از مردم ما در اسنپ و تبسی ثبت نام کردهاند و در حمل ونقل مشغول به کار هستند درحالی که در آمریکا با چند برابر جمعیت ما این نرخ پایین تر است این آمار بیانگر اتفاقات ناگواری است به این معنا که عمده مشاغل در کشورما به سمت مشاغل ناپایدار و خدماتی سوق پیدا کردهاست.
خروج مهاجران افغانستان فرصت اشتغال بیشتری را برای نیروی کار ایرانی ایجاد نکرده است؟
در بخش سنتی، مسکن و کشاورزی به نظر میرسد که خروج افاغنه به سود نیروی کار داخل بوده اما بخشی از کافرماها معتقدند با مشکلات جدی روبه رو شده اند. آنها بر این باورند که نیروی کار ما حاضر نیستند باشرایط سخت کار در ساختمان ، کشاورزی و…کار کنند. مشکل دیگر این است باتوجه به اینکه دخل و خرج نیروی کار همخوان و سازگار نیست احتمالا بخشی از جوانان با وابستگی به خانواده فعالیت خودرا تعطیل میکنند چون برایشان توجیه اقتصادی ندارد.جوانی که در پخش مواد غذایی و اسنپ فعالیت میکند و در آمدبالایی هم دارد؛ حاضر نیست که به دلیل سختی کار در بخش کشاورزی یا در ساخت و ساز و مسکن کار کند.
البته باتوجه به رکودی که در بخش مسکن وجوددارد خروج افاغنه هنوز آثار خود را نشان نداده است.
اقتصادی که در آن ثبات حاکم نباشد با مشکلات عدیدهای دست به گریبان است از یک طرف کارفرماهامدعی هستند که به نیروی کارساده دسترسی ندارند و مهاجرت افغانیها باعث تشدید این مساله شده وبخش نیروی کارمان نیز مدعی اند که کار وجودندارد و آمارها هم نشان میدهد که بخش عمده نیروی کارما و جوانان با این میزان دستمزد اندک در شرایط تورمی حاضر به کارکردن در فعالیت های سخت نیستند بنابراین با پارادوکس و تضادهایی روبه رو هستیم که همه اینها بیانگر ناسالم بودن وضعیت اقتصادی ماست. همانگونه که ورود بی رویه اتباع، کار اشتباهی بود در خروج آنها هم باید یکسری ملاحظات رعایت شود تا اقتصاد با تکانهها شدید مواجه نشود اکنون اقتصاد ما هر از چندگاهی با ضربههاو تکانههای شدیدی روبه روست همه اینها اقتصاد را با چالش و ضعف مواجه میسازد. درحالی که اقتصاد باید به یک شرایط نرمال و مردمی برگردد و همه مردم در اقتصاد مشارکت داشته باشند زیرا بخش عمدهای از مردم بخاطر تنبلی یا امضا طلایی و رانت های موجود ازفعالیت اقتصادی سالم و امیدوار کننده محروم هستند.
دلیل محرومیت مردم از فعالیت اقتصادی چیست؟
مردم باید برای هر فعالیتی تاییدیه و امضاهای زیادی کسب کنند و این امضاها و پشت میزنشینیها فشار زیادی به آنها وارد میسازد،حتی بعضی جاها ممکن است به روابط ناسالم و رشوهگیری ختم شود، باید نخست اقتصاد را که مانند کشتی متلاطم است را به ساحل آرامش رساند تا نقش انحصارات دولتی و شبه دولتی کم شود و در مقابل نقش و حضور مردم و کارآفرینان ارتقا پیداکند و اقتصاد به فنآوری مولد متصل شود؛آنگاه میتوان امیدوار بودکه بسیاری از مشکلات موجود حل خواهدشد .
چه راهکارهایی را باید برای خروج از این بن بست ها پیش بینی کرد؟
اقتصاد باید به ثبات برسد این مهم ترین اقدامی است که باید صورت گیرد سیاستمداران، دولتمردان،نظامیان، ائمه جمعه و غیره باید بدانند که تبعات صحبتهای آنها بر اقتصاد چه بوده و خواهد بود.در کشورما متاسفانه برخلاف شعارهایی که مطرح میشود اولویت اقتصاد نیست.به طوری که اقتصاد در صدر قرارندارد اکنون کمبود برق، گاز و آب وجوددارد به دلیل این کمبودهاواحدهای تولیدی اولین جاهایی است که آسیب میبینند. وزیر صنعت اعتراض کرده که چرا به کارآفرینان و بنگاههای صنعتی گفته شده خودتان با هزینه شخصی برق تولید و از آن استفاده کنید اما وزارت نیرو نیز مدعی است که فقط با تشخیص این نهاد به واحدهای تولیدی برق اختصاص خواهدگرفت بنابراین این ادعا نوعی تهدید مالکیت هم محسوب میشود اگر دولت به واحدهای صنعتی مجوز داده که در کنار بنگاه خود یک نیروگاه کوچک مولد برق دایر کند اکنون وزارت نیرو نمیتواند سلب کننده اختیار وی باشد و مدعی شود. بنابراین باید به نخبگان و ایدههای خلاقانه زمینه حضوردر عرصههای اقتصادی داده شود .به عنوان مثال دستگاه مالیاتی نباید نسبت به تعطیلی برندهای برتر و قدیمی اقدام نموده و بگذارد براحتی تعطیل شوند؛ درحالی که باید اجر و قربی برای آنها در نظر گرفته شود تا علاوه بر حضور خودشان در کشور ، شرکای خارجی خود را به سرمایه گذاری در کشور مان دعوت کنند.
چرا بستر کار آفرینی در کشور تضعیف شده است؟قانون اصلاح فضای کسب و کار در چه وضعیتی قراردارد؟
اکنون بورس با مشکلات عدیدهای مواجه است . برخی بنگاهها؛ به غیر از بنگاههای بخش خصوصی از سوی نهادها وسازمانها به شکل انحصاری عمل میکنند این شرایط باعث میشود که بستر کارآفرینی تضعیف شود. باید در اقتصاد رقابت سالم وجودداشته باشد اکنون برخی دستگاههای دولتی در کار مردم مداخله میکنندو هر کسی هم نتواند از این هفت خان رستم، دستگاههای دولتی خود را رها کند با مشکل روبه روخواهدشد . درحالی که در کشور ما قانون اصلاح فضای کسب و کار وجود دارد اگر این قانون اجرا میشد بسیاری از مشکلات حل بود اما تاکنون اجرایی نشده است. اکنون باید وضعیت اقتصادی شفاف ورژیم اقتصادی مشخص شود، وجود رژیم اقتصادی این است که حد بهینه دولت و بازار در آن وجودداشته باشد. همچنین هرکجایی که میشود، برنامه ریزی کرد و با پیوست ضد فساد منابع را تخصیص داد؛اگر امکان آن هم وجود ندارد، با ایجاد پیوست ضد فساد برنامه را لغو کنیم.
برای افزایش نرخ اشتغال در کشور باید چه اقداماتی انجام شود؟
اکنون ۱۳ هزار موضوع قانونی در کشور وجوددارد که به نظر میرسد بخش عمده آنها کارآیی خود را ازدست داده اند ودر مواردی هم ضد تولید و اشتغال عمل می کند، اگر قرار است اشتغال رونق بگیرد و اقتصاد توسعه پیداکند باید از هوش مصنوعی و نخبگان استفاده حداکثری صورت گیرد، همچنین اصلاح تصمیمات و جذب نخبگانی که مهاجرت کردهاند باید در اولویت قرار گیرد. در آن صورت میتوان امیدوار بود که نیروی کار جذب شود و اشتغال حداکثری رونق پیدا کند و درآمدها افزایش و هزینهها کاهش پیدا کند و آرامش به جامعه بازگردد. اگر مجموع اصلاحاتی که لازم است انجام نشود و رانت و امضا طلایی جرم انگاری نشود بعیداست که شاهد تحولات اساسی در اقتصاد کشور باشیم.




