
پلتفرم کاریابی آنلاین جابویژن با استفاده از دادههای خود و تحلیل روندهای اخیر شغلی، گزارش «بررسی بازار کار تحت تاثیر جنگ ۱۲ روزه» را منتشر کرد و به بررسی تغییر رفتار کارفرماها و کارجویان، وضعیت جذب نیرو و نوع مشاغل مورد تقاضا پرداخت. در این گزارش همچنین به مشاغلی که با بیشترین میزان کاهش فرصت شغلی مواجه شدهاند، اشاره شده است. بازار کار ایران پس از جنگ، دچار تغییرات عمیق و گستردهای شده است؛ کاهش چشمگیر فرصتهای شغلی، افزایش نرخ درخواست برای موقعیتهای محدود، و افزایش نگرانی از امنیت شغلی، تصویری نگرانکننده از چشمانداز اقتصادی کشور ارائه میدهد. گزارش جامع پلتفرم استخدامی جابویژن، با استناد به دادههای رفتاری کارجویان و کارفرمایان، نشان میدهد که بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، همچنان دور از دسترس است.
کاهش محسوس فرصتهای شغلی
مطابق دادههای تحلیلی جابویژن، شاخص تعداد فرصتهای شغلی در بازار، پس از جنگ بهطور میانگین ۲۴ درصد کمتر از دوران پیش از جنگ گزارش شده است. این افت، در دوران جنگ به رقم شدیدتر ۸۱ درصدی نیز رسیده بود. اگرچه پس از آتشبس، وضعیت بهتدریج بهبود یافته، اما بازار کار هنوز به سطح پیشین خود بازنگشته است.
در این میان، برخی حوزههای شغلی آسیب بیشتری دیدهاند. گروههای «باریستا و کافیمن»، «مهندسی عمران» و «دیجیتال مارکتینگ و سئو» با بیشترین کاهش فرصت شغلی مواجه شدهاند که به ترتیب ۵۰، ۴۶ و ۴۷ درصد کاهش را تجربه کردهاند.
رشد درخواستهای شغلی و رقابت شدید
در مقابل، تقاضا برای اشتغال افزایش یافته است. شاخص ارسال درخواستهای شغلی در دوران پس از جنگ ۸ درصد بیشتر از دوران پیش از جنگ گزارش شده است. این افزایش در حالی رخ داده که فرصتهای شغلی محدودتر شدهاند و منجر به رقابتیتر شدن بازار شده است.
بخشهایی چون «فروشنده و بازاریاب»، «دیجیتال مارکتینگ و سئو» و «ترجمه و تولید محتوا» بیشترین افزایش در درخواست شغلی را به ثبت رساندهاند. این دادهها نشان میدهد که بسیاری از کارجویان، بهویژه نیروهای متخصص، در جستوجوی راهی برای ورود به صنایع پویاتر یا در حال رشد هستند.
امنیت شغلی، دغدغه اول شاغلان
یافتههای نظرسنجی جابویژن از بیش از ۴۰۰۰ نفر از کاربران این پلتفرم نشان میدهد که ۴۹ درصد افراد شاغل، نبود امنیت شغلی را مهمترین دغدغه ذهنی خود عنوان کردهاند. بهدنبال آن، محدود بودن فرصتهای رشد (۳۹ درصد) و ابهام نسبت به آینده بازار کار کشور (۳۸ درصد) در رتبههای بعدی قرار دارند.
علاوه بر آن، ۳۱ درصد از شرکتکنندگان اعلام کردهاند که در دوران جنگ شغل خود را از دست دادهاند و تنها ۱۳ درصد همچنان در وضعیت اشتغال بهکار هستند. همچنین، ۸ درصد از افراد، پس از جنگ تعدیل شدهاند. این آمار حاکی از آن است که ضربهی وارد شده به بازار کار، نهتنها کوتاهمدت بلکه در بلندمدت نیز اثرگذار خواهد بود.
تغییر مسیرهای شغلی
بسیاری از افراد، در پاسخ به کاهش فرصتها و ناامنی شغلی، تغییراتی را در مسیر شغلی خود تجربه کردهاند. طبق نظرسنجی جابویژن، افزایش احتمال تعدیل نیرو، حذف پاداش و مزایا، و کاهش حقوق از جمله مهمترین تغییرات تجربهشده در وضعیت شغلی افراد بودهاند.برخی نیز ناگزیر به تغییر مسیر حرفهای یا مهاجرت شدهاند. ۲۶ درصد از افراد، اعلام کردهاند که مجبور به تغییر شغل یا یادگیری مهارتهای جدید شدهاند، در حالی که ۱۳ درصد از پاسخدهندگان گزینه مهاجرت را برای داشتن آیندهای بهتر انتخاب کردهاند.
فشار معیشتی و نااطمینانی مالی
از بُعد معیشتی، بیش از ۶۶ درصد پاسخدهندگان درآمد خود را ناکافی نسبت به هزینههای زندگی میدانند. در کنار آن، بلاتکلیفی، استرس ناشی از فشار مالی، و عدم برخورداری از پسانداز یا پشتوانه مالی از دیگر چالشهای رایج مطرح شده توسط شرکتکنندگان در این مطالعه بوده است.
تأثیر منطقهای: تهران در صدر کاهش فرصتها
کاهش فرصتهای شغلی نهتنها در کل کشور بلکه به تفکیک شهری نیز مشهود است. تهران با ۲۴ درصد کاهش فرصت شغلی، در رتبه نخست شهرهای آسیبدیده قرار دارد. پس از آن، شهرهای بزرگ (مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز و کرج) با ۱۶ درصد و شهرهای کوچکتر با ۱۰ درصد کاهش در رتبههای بعدی هستند.
صنایع مختلف نیز بهشکل ناهمگونی از جنگ تأثیر پذیرفتهاند. بهطور مشخص، حوزههای «گردشگری و هتلداری»، «بازاریابی و تبلیغات» و «پیمانکاران خدماتی» بیشترین کاهش فرصت شغلی را تجربه کردهاند. در مقابل، صنایع «بانکداری» و «داروسازی» تا حدی توانستهاند موقعیتهای شغلی جدیدی ایجاد کنند و وضعیت پایدارتری نسبت به دیگر حوزهها داشته باشند.
چشمانداز آینده؛ بازگشت دشوار
اگرچه برخی شاخصها نشاندهندهی بهبود تدریجی در بازار کار هستند، اما فاصلهی قابلتوجهی تا وضعیت پیش از جنگ وجود دارد. روند مهاجرت نیروی کار، رقابت شدید برای فرصتهای شغلی محدود، فشارهای مالی و کاهش امنیت شغلی، همه عواملی هستند که بازگشت به شرایط عادی را دشوار کردهاند.
گزارش جابویژن از بازار کار پس از جنگ، تصویری از یک سیستم آسیبدیده و در حال ترمیم را ارائه میدهد. هرچند بازار بهتدریج در مسیر احیاء حرکت میکند، اما افزایش نگرانیها نسبت به آینده، کاهش فرصتهای شغلی و افزایش نابرابری در دسترسی به شغل، همگی نشانههایی از بحرانی ساختاری در حوزه اشتغال هستند. برنامهریزی دقیق، بازنگری در سیاستهای بازار کار و سرمایهگذاری در توسعه مهارتها و بازآموزی نیروی انسانی، میتواند در کاهش آثار بلندمدت این بحران مؤثر باشد.




