
رویداد امروز: این گزارش بر پایه گفتوگویی است که حمید محمدی، همبنیانگذار دیجیکالا، با پلتفرم Longtrepreneur انجام داده است؛ رسانهای که بر روایتهای عمیق از کارآفرینان و رهبران کسبوکار با تمرکز بر تفکر بلندمدت، تصمیمگیری در شرایط سخت و ساختن در محیطهای پرریسک تمرکز دارد.
گفتوگوی محمدی روایتی از شکلگیری یک جریان ملی فناوری در دل محدودیتهای ساختاری و تحریمهای اقتصادی است.
از پدرشدن تا عبور از مدیریت روزمره
وقتی از حمید محمدی پرسیده میشود شب قبل به چه چیزی فکر میکرده، پاسخ او برخلاف انتظار از آمار فروش یا برنامه توسعه شروع نمیشود.
او از پسر نوزادش میگوید؛ تجربهای که به گفته خودش، تصمیمگیری را از حالت خطی و کوتاهمدت خارج میکند و آن را به محاسبهای چندلایه و آیندهنگر بدل میسازد. همین تغییر نگاه، بهتدریج در نقش او در دیجیکالا نیز بازتاب یافته است.
پس از هفده سال اداره مستقیم بزرگترین بازارگاه آنلاین ایران، حمید و سعید محمدی تصمیم گرفتند مدیریت اجرایی دیجیکالا را واگذار کنند و ساختار تازهای با عنوان «گروه دیجیکالا» شکل دهند. در این ساختار، کسبوکارهای متنوعی در حوزه فینتک، بازاریابی دیجیتال، سوشالکامرس و مدلهای نوین تجارت الکترونیک زیر یک چتر راهبری قرار گرفتهاند.
نقش بنیانگذاران دیگر اجرای روزمره نیست؛ هدایت استراتژیک، منتورینگ تیمها و حفظ انسجام فرهنگی در مقیاسی بزرگتر است. محمدی این گذار را فاصله گرفتن از «کنترل» و نزدیک شدن به «امانتداری» توصیف میکند.
نوآوری اجباری در کشوری بدون زیرساخت

به باور محمدی، یکی از سوءبرداشتهای رایج درباره اکوسیستم فناوری ایران، نادیده گرفتن کیفیت سرمایه انسانی آن است. او تاکید میکند که ایران، با وجود تحریمها، دارای نیروی انسانی جوان و مهندسی است که از نظر فنی توان رقابت با بسیاری از مراکز فناوری جهان را دارد.
موج شکلگیری استارتاپها، شتابدهندهها و رویدادهای نوآوری در میانه دهه ۱۳۹۰، حتی پس از بازگشت تحریمها نیز متوقف نشد و در برخی حوزهها شتاب گرفت.
دیجیکالا در چنین بستری رشد کرد؛ بازاری که فاقد زیرساختهای پایهای تجارت الکترونیک بود. نبود شبکههای لجستیک مستقل، نظام اعتبارسنجی مصرفکننده و ابزارهای مالی پیشرفته، این شرکت را وادار کرد مسیر متفاوتی برود.
نتیجه، ساخت یک شبکه لجستیک سراسری، توسعه پلتفرم اعتبار مصرفکننده و طراحی مدلهای امتیازدهی اختصاصی در کشوری بدون نهاد رسمی اعتبارسنجی بود. این اجبار به «خودساختگی»، به گفته بسیاری از مهندسان سابق دیجیکالا، سطحی از پیچیدگی فنی ایجاد کرد که تجربه آن حتی در برخی شرکتهای بزرگ فناوری اروپا نیز کمتر دیده میشود.
بازار بزرگ، سرمایه کم، امید بلندمدت
با وجود این دستاوردها، محمدی تصویر رمانتیکی از وضعیت موجود ترسیم نمیکند. او بهصراحت از مهاجرت نیروهای متخصص به دلیل اختلاف شدید دستمزدها و کمبود سرمایهگذاری خارجی سخن میگوید.
مجموع سرمایهگذاری در استارتاپهای ایرانی طی دو دهه، به گفته او، کمتر از حجم یک دور سرمایهگذاری بزرگ در برخی کشورهای منطقه بوده است. با این حال، آنچه امید را زنده نگه میدارد، اندازه و عمق بازار داخلی ایران است.
محمدی معتقد است بازاری نزدیک به ۹۰ میلیون نفر، با تقاضای انباشته و ظرفیت فنی بالا، در صورت کاهش حتی نسبی محدودیتها میتواند جهشی قابلتوجه را تجربه کند؛ ظرفیتی که او از آن بهعنوان امکان شکلگیری یک «چین کوچک» یاد میکند.
نگاهی که با فلسفه Longtrepreneur همراستاست: ساختن نه برای فصل بعد، بلکه برای دهههای آینده.
در پایان گفتوگو، حمید محمدی از میراثی سخن میگوید که برایش اهمیت دارد؛ نه فقط عنوانها و اعداد، تغییری ملموس در زندگی روزمره.
اینکه امروز یک کارگاه کوچک در هر نقطه ایران میتواند به بازار ملی دسترسی داشته باشد، برای او مهمتر از هر روایت پرزرقوبرق از موفقیت است. روایتی که دیجیکالا را نه فقط یک شرکت، بلکه بخشی از زیرساخت اقتصادی جدید ایران معرفی میکند.





