دیدگاهنو

خصوصی‌سازی در فضای مه‌آلود

حسین خوشپور مدیر سابق سازمان برنامه و بودجه

رویداد امروز: طبق قانون بودجه۱۴۰۴، منابع حاصل از محل واگذاری سهام دولتی بالغ بر ۲۱۵هزارمیلیارد تومان و منابع حاصل از فروش اموال و دارایی‌های منقول و غیرمنقول دولتی بیش از ۳۲۵هزارمیلیارد تومان برآورد شده است. تحقق کامل این ارقام با توجه به شرایط عدم قطعیت و بلاتکلیفی اقتصادی و سیاسی، بعید به نظر می‌رسد.

نکته قابل‌توجهی که در این یادداشت مورد توجه قرار می‌گیرد، از یک‌سو اثرات شکل‌گیری و تداوم شرایط عدم قطعیت در فضای اقتصادی کشور بر برنامه خصوصی‌سازی در ایران به معنای مشارکت بخش‌های خصوصی واقعی در فعالیت‌های اقتصادی است و همچنین شامل اقداماتی می‌شود که دولت با استفاده از ابزارهای در اختیار خود برای تحقق ارقام پیش‌بینی‌شده انجام می‌دهد.

بدون تردید در شرایط بلاتکلیفی سیاسی و اقتصادی فرآیند توسعه در جامعه متوقف می‌شود و سرمایه‌گذاری مولد صورت نمی‌گیرد و خصوصی‌سازی که به‌گونه‌ای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی واقعی تلقی می‌شود، محقق نمی‌شود و از همه مهم‌تر اقداماتی است که دولت صرفا برای تحقق منابع پیش‌بینی‌شده انجام می‌دهد (نظیر قیمت‌گذاری‌های دستوری و اداری) که به صرفه و صلاح جامعه نیست.

برای امکان‌سنجی اجرای هر طرح سرمایه‌گذاری یا انجام هر فعالیت اقتصادی، شاخص‌های متعدد ارزیابی و سنجش عملکرد و نتایج، در بستری از واقعیت‌ها و پیش‌فرض‌های محیطی مورد استفاده قرار می‌گیرد که طرح یا فعالیت مورد نظر را دربرگرفته است.

برنامه خصوصی‌سازی هم یک طرح یا برنامه سرمایه‌گذاری و اقتصادی و اداری است که بر اساس انگیزه‌های متقابل حکمران اقتصادی برای ارتقای عملکردهای اقتصادی و اداری خود و سرمایه‌گذاران خصوصی برای سودآوری و کسب بازدهی به اجرا درمی‌آید و مجموعه‌ای از فعالیت‌ها با اهداف کمّی مشخص است.

حکمران اقتصادی از کیفیت فعالیت‌های اقتصادی تحت مدیریت دولت رضایت ندارد و اصلاح ناکارآمدی‌ها و ارتقای عملکردها را با حاکم کردن فضا و قوانین بازار در فعالیت‌های اقتصادی موردنظر پیگیری می‌کند و سرمایه‌گذاران خصوصی که در جست‌وجوی سود و فرصت‌های سرمایه‌گذاری در مدیریت فعالیت‌ها و بنگاه‌های قابل واگذاری هستند، برنامه خصوصی‌سازی را یک فرصت و طرح سرمایه‌گذاری برای اهداف خود می‌دانند.

هم حکمران و هم‌سرمایه‌گذار به حداکثر کردن منافع خود می‌اندیشند و برنامه خصوصی‌سازی در شرایطی به اجرا درمی‌آید که نه تنها این دو انگیزه وجود داشته باشد، بلکه شرایط محیطی مورد نیاز هم برای عرضه و تقاضای طرح یا فعالیت قابل خصوصی شدن فراهم باشد.

به هر میزان که فضای اقتصادی، اجتماعی و اداری باثبات، بدون نوسانات غیرقابل پیش‌بینی و ناشناخته باشد، برآورد شاخص‌های ارزیابی مورد استفاده در امکان‌سنجی که نقش اصلی را در تصمیم‌گیری برای انجام خصوصی‌سازی توسط دولت و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی دارد، سهل تر خواهد بود و به هر میزان که وضعیت آینده اقتصادی در ابهام و ناشناخته باشد، امکان ارزیابی برای سرمایه‌گذاری کمتر می‌شود و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی کمتر رغبت به سرمایه‌گذاری خواهند داشت و همچنین تصمیم‌گیری دولت نیز در انتقال مدیریت یا مالکیت فرآیندهای تولیدی و فعالیت‌های اقتصادی نیز با اخلال مواجه می‌شود.

در فضای مبهم اقتصادی، دولت برای تحقق اهداف پیش‌بینی‌شده در برنامه خصوصی‌سازی (نظیر پیش‌بینی‌های بودجه) از روش‌های دستوری و اداری در قیمت‌گذاری استفاده می‌کند که بتواند ارقام پیش‌بینی‌شده خصوصی‌سازی را محقق کند که این سیاست کاملا منطبق با شرایط بازار در واگذاری مدیریت یا مالکیت دارایی‌ها و کسب‌وکارهای دولتی نیست.

علاوه بر این، بخش خصوصی واقعی هم در فعالیت‌های اقتصادی مشارکت نمی‌کند و سهم بخش‌های بی‌هویت شبه‌دولتی در بازارهای کسب‌وکار و فعالیت‌های اقتصادی افزایش می‌یابد.

توسعه ظرفیت‌های بخش‌های مولد اقتصاد و بازارهای کسب‌وکار، در شرایط محدودیت‌های شدید منابع دولتی و فقدان توان اقتصادی و اداری دولت، فقط با حضور بخش خصوصی واقعی امکان‌پذیر است و در صورت تداوم وضعیت بلاتکلیفی و عدم قطعیت محقق نمی‌شود و دولت برای به‌دست آوردن منابع مالی مورد نیاز، مجبور است با دخالت‌های صرفا اداری و در چارچوب دستورالعمل‌های تکلیفی، واگذاری اموال و بنگاه‌های اقتصادی را به قیمت‌های دستوری که عمدتا غیر منطقی هم هستند به اجرا درآورد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا