
مریم معتمدی-رویداد امروز: از فعالیت های سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران، نزدیک به دو دهه میگذرد و انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر ایران در سال ۱۳۹۱ با حضور ۱۴ شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر تأسیس شده است. رویداد امروز در گفتگو با غلامحسین خورشیدی؛ استاد دانشگاه شهیدبهشتی و اقتصاددان موضوع عملکرد صندوقهای سرمایه گذاری خطر پذیر را بررسی کرده است که چکیده آن را در زیر می خوانید.
عملکرد صندوقهای سرمایه گذاری خطر پذیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
از فعالیت های سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران، نزدیک به دو دهه میگذرد و انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر ایران در سال ۱۳۹۱ با حضور ۱۴ شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر تأسیس شد و فکر می کنم اکنون حدود ۱۵٠ عضو(متشکل از صندوقهای پژوهش و فناوری، شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر بورسی، صندوقهای پژوهش و فناوری سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی، شرکتهای تامین مالی جمعی، اعتبارافزاها، شرکتهای تسهیلگری و شتابدهی نوآوری و سرمایهگذاران فرشته) دارد.
مطابق آمارهای گزارش شده توسط این انجمن بخش عمده سرمایهگذاری خطرپذیر انجام شده در ایران توسط شرکتها و صندوقهای کاملاً خصوصی انجام میشود. پژوهش و فناوری وابسته به بخشهای دولتی در تأمین مالی، پرداخت تسهیلات، کارگزاری منابع مالی و صدور انواع ضمانت نامه به شرکتهای دانش بنیان و فناور فعالیت دارند.
این نکته را باید تأکید کرد که بدون داشتن نگاه بنگاهداری در این زمینه، نمیتوان انتظار رشد و موفقیت قابل قبول آن را داشت، و نگاه دولتی به موضوع که عمدتاً توسط نهادهایی نظیر معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری و صندوق نوآوری و شکوفایی با هدف حمایت از بنگاههای دانشبنیان دنبال شده، گر چه مؤثر است ولی نمیتواند موجب توسعه مکفی صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران شود.
اگر شرایط جنگی حاد شود، این شرایط بر جریان سرمایهگذاری خطرپذیر تأثیر قابل توجهی دارد؟
در شرایط جنگی بسیاری از جریانهایی که مرتبط با این صندوقها هستند دچار چالش میشوند. اصطلاح مخاطره پذیر و خطر پذیر به روشنی نشان می دهد که این نوع سرمایه گذاری ها به ثبات و عدم ثبات شرایط محیطی حساس هستند.
در واقع مخاطرات در فضای جنگی و بی ثبات روند افزایشی به خود میگیرند و تمایلات شرکتها برای این نوع سرمایه گذاریها را تحت تاثیر منفی قرار میدهند زیرا فضاهایی که ملتهب هستند طبیعتا موجب ایستایی درتصمیم گیری میشوند به این معنا که افراد صبر میکنند که ببینند شرایط به چه شکلی پیش میرود و آیا ثباتی پیش رویشان هست یا خیر؟ ضمن اینکه اگر جامعه با این شرایط روبه رو شود بر مدیریت جنگ و هزینه کردن منابع در این راستا متمرکز خواهد شد.
البته بخشی از سرمایهگذاریها و تلاشهای مخاطره پذیر که پشتیبانی کننده جنگ باشند، ممکن است که نوعی از رونق را تجربه کنند و توجه ویژه مدیریت ملی را به خود جلب نمایند.
اگر جریان سرمایه گذاری خطر پذیر با چالش روبهرو شود راه برون رفت از آن چیست؟
راه برون رفت از آن حوزهای نیست. مثال آن همانند دریایی است که توفانی شده است این توفانی شدن شرایط مساله کلانی است که هر کشتی و قایقی که در آن حرکت میکند را در خود درگیر میکند! کشتیها ممکن است مقاومت بیشتری کنند و حتی کشتی بزرگتر مقاومتش بیشتر از سایر کشتیها باشد و قایقها هم دچار التهاب بیشتری هستند.
طبیعتا راه برون رفت فردی نمیتوان برای آن پیش بینی کرد اگر کشتی ناخدای ورزیدهای داشته باشد ممکن است نسبت به کشتی دیگری که ناخدای ضعیفتری دارد بهتر عمل کند اما نهایتا این شرایط توفانی است که باید مدیریت شود و اگر این شرایط مدیریت نشود چندان به تلاشهای حوزهای نمیتوان امیدواربود.
اگر ساز و کار(مکانیسم) ماشه فعال شود چه پیامدهایی برای جریان سرمایهگذاری خطرپذیر به همراه خواهدداشت؟
اگر ساز و کار ماشه فعال شود فضای کلی اقتصاد و سیاست ملی ملتهب خواهد شد به این معنا که حالت شرایط توفانی را پیدا میکند و در این فضای توفانی تصمیمگیریها دچار مشکل خواهند شد و ساختار تصمیمگیری در فضائی که آرامش و ثبات دارد نسبت به فضائی که بیثبات است متفاوت خواهدبود و مدیریت هم در این تصمیمگیری هاست که معنا پیدا میکند البته سایر جنبه های مدیریتی از جمله برنامهریزی، سازماندهی، و هماهنگی هم در چنین فضائی دچار التهاب میشوند به این معنا که نوعی از سکوت و بلاتکلیفی در مقابل آینده در فضای کارآفرینی کشور شکل میگیرد یعنی حالت تردید و دست نگه داشتن را ایجاد میکند.
چگونه میتوان به کسبکارهای نوپا( استارت آپ) کمک کرد؟
فضای اقتصادی کشور باید به آرامش برسد و اگر فضای ملتهب طولانی مدت شود طبیعتا باید راهکارهای کلان مناسبی از سوی حاکمیت ملی و مدیریت کلان جامعه پیش روی کارآفرینان و کسانی که در سرمایهگذاری مخاطره پذیر درگیر هستند، قرار داده شود(گر چه جبران بی ثباتی را نمی کند!) که آن هم به توان فنی مدیریتی کلان اقتصادی نیاز دارد و اگر قرار باشد که این توانهای فنی ضعیف باشند که به اعتقاد بنده در ساختار مدیریت کلان کشور از جهت اقتصادی بسیار ضعیف است؛ یعنی سازمان هایی از جمله وزارت صمت و وزارت اقتصاد که فضای اقتصادی کشور را مدیریت میکنند دارای مدیریت کارآمد نیستند و همین ناکارآمدی، فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر منفی خود قرار داده است!
چگونه میتوان این فضای ملتهب را بهبود بخشید و مدیریت کرد؟
در فضای ملتهب نمیتوان جهتها را به شکل دقیق مشخص کرد تعیین کننده اصلی ما نیستیم در فضایی که آرامش وجودندارد و این آرامش توسط عوامل بیرونی برهم خورده طبیعتا این عوامل بیرونی بسیار موثر و کارسازهستند و بسیاری از راهبردها را از کار می اندازند در این حالت تنها چیزی که ما میتوانیم به آن تکیه کنیم این است که تلاش کنیم اقتصاد ملی تاحدودی به سمت استفاده از بازارداخلی یا بازارهایی که حاضرند با تولیدکنندگان ایرانی همکاری کنند هدایت شود.
در دنیای امروز همه کشورها به دنبال منافع ملی خود هستند و روسیه و چین هم از این امر مستثنی نیستند آنها دوست کشورما محسوب نمیشوند بلکه این کشورها به منافع اقتصادی خود میاندیشند و کشورما را هم در این ارتباط معنا میکنند.
استفاده درست از راهکار سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی هم خوب است که به روشی از سرمایهگذاری گفته میشود که در آن شرکتهای بزرگ مستقیماً بر روی کسب و کارهای نوپا و نو ظهور متناسب با حوزه کاری خودشان سرمایهگذاری میکنند و در قبال این سرمایهگذاری بخشی از سهام شرکت نوپا و دانش بنیان به شرکت سرمایهگذار منتقل میگردد و معمولاً شرکت نوپا و دانش بنیان علاوه بر بهرهمندی از سرمایهٔ تزریق شده از حمایتهای دیگر سرمایهگذار هم بهرهمند میشود.
این حمایتها میتواند شامل مواردی نظیر استفاده از تخصص شرکت در مسائل فنی، مشاوره در تصمیمگیری و اشتراکگذاری بازار باشد. استفاده از توانایی های دانشگاه ها و درگیر کردنشان در حوزه های مرتبط با شرکت های نوپا و دانش بنیان هم می تواند مؤثر باشد. یکی از باسابقه ترین ارائه دهندگان خدمات مالی به شرکتهای دانشبنیان صندوق پژوهش و فناوری دانشگاه تهران است.




