نو

«طراحی سازمان»؛ تازه‌ترین کتاب آریاناقلم از هنری مینتزبرگ

طراحی سازمان: 7 الگو از هنری مینتزبرگ | آریاناقلم

اگر صادق باشیم، ما از لحظه تولد در بیمارستان تا روزی که آرام می‌گیریم در آرامستان، در دل سازمان‌ها زندگی می‌کنیم. مدرسه، دانشگاه، شرکت، اداره، بانک، حتی گروه‌های تلگرامی و شبکه‌های اجتماعی… همه نوعی سازمان‌ هستند. با این حال یک سؤال مهم همیشه بی‌پاسخ مانده: چه‌قدر سازمان‌ها را می‌شناسیم؟

سید حسین جلالی
کتاب با ترجمه سید حسین جلالی

همین پرسش، انگیزه نوشتن تازه‌ترین کتاب هنری مینتزبرگ شد؛ متفکر بزرگ مدیریت که نامش برای نسل‌های مختلف دانشجویان و مدیران آشناست. کتاب او با عنوان «طراحی سازمان: درک عمیقی از سازمان‌دهی در هفت الگو» در سال ۲۰۲۳ منتشر شد و حالا توسط انتشارات آریاناقلم و با ترجمه دقیق سید حسین جلالی به فارسی در دسترس است.


پنجاه سال نگاه متفاوت به سازمان‌ها

مینتزبرگ کسی نیست که فقط پشت میز نشسته باشد و تئوری ساخته باشد. او نیم قرن تمام در دل سازمان‌ها زندگی کرده: دیده، پرسیده، تحقیق کرده و مشاوره داده است. اگر بوروکراسی‌های خسته‌کننده را نقد می‌کند یا از «سازمان‌های زنده» حرف می‌زند، پشتوانه‌اش تجربه مستقیم است نه صرفاً تئوری.

کتاب جدید او هم عصاره همین سال‌ها است. مینتزبرگ با زبانی ساده و حتی گاهی شوخ‌طبع، نشان می‌دهد سازمان‌ها نه نمودار خشک‌اند و نه سلسله‌مراتب‌های بی‌روح؛ آن‌ها موجوداتی پویا هستند که باید فهمیده شوند تا بتوان از دلشان کارایی، نوآوری و انسانیت بیرون کشید.


طراحی سازمان

هفت الگو در طراحی سازمان مینتزبرگ

مینتزبرگ برای فهم سازمان‌ها چارچوبی تازه پیشنهاد می‌کند:

  • هفت شکل سازمان؛ از سازمان شخصیِ متکی بر بنیان‌گذار تا ماشین بوروکراتیک، از مجمع حرفه‌ای تا ادهوکراسی‌های نوآور، از ساختار بخشی تا سازمان‌های هم‌بسته و در نهایت آوردگاه‌های سیاسی.
  • هفت نیروی سازمان‌دهنده؛ کارایی، تخصص، همکاری، یکپارچگی، فرهنگ، جداسازی و تعارض.

او توضیح می‌دهد که هیچ سازمانی تنها یکی از این‌ها نیست. واقعیت همیشه ترکیب است و هنر مدیریت همین شناخت ترکیب و تعادل نیروها است.


به دنبال نسخه واحد نباشید

بخش جذاب کتاب آن‌جا است که به ما می‌گوید «هیچ نسخه واحدی برای همه سازمان‌ها وجود ندارد». درست همان چیزی که بسیاری از مدیران ایرانی به‌خوبی لمس کرده‌اند. سازمان‌های ما گاه در بوروکراسی سنگین گرفتارند، گاه در تصمیم‌های فردی و کوتاه‌مدت.

مینتزبرگ یادآوری می‌کند که باید بافت‌محور نگاه کنیم؛ یعنی ببینیم سازمان‌مان در چه محیطی است، چه فرهنگی دارد، چه مأموریتی دارد. تنها با این نگاه می‌توان ساختاری طراحی کرد که هم کار کند و هم نوآور باشد.


چرا خواندن کتاب طراحی سازمان ضروری است؟

برای خوانندگان ایرانی، نام آریاناقلم یادآور مجموعه‌ای از بهترین کتاب‌های مدیریت و توسعه فردی است؛ از «ایده عالی مستدام» تا «تفکر سیستمی» و «هنر دستیابی». انتشار «طراحی سازمان» را می‌توان حلقه دیگری در این زنجیره دانست؛ زنجیره‌ای که هدفش آوردن تازه‌ترین ایده‌های مدیریتی جهان به زبان روان فارسی است.

ترجمه روان، ویرایش حرفه‌ای و صفحه‌آرایی دقیق باعث شده این کتاب نه‌تنها یک منبع علمی، بلکه متنی خواندنی برای همه علاقه‌مندان باشد.


در جستجوی جهانی بهتر

مینتزبرگ در جایی از کتاب می‌نویسد:

«سازمان‌ها موجوداتی عجیب هستند، اما اگر بفهمیم‌شان، می‌توانیم جهانی بهتر بسازیم.»

همین جمله کافی است تا دلیل بخواندن این کتاب روشن شود.

انتشار «طراحی سازمان» به فارسی، فرصتی است برای مدیران، دانشجویان و همه ما که روزانه با سازمان‌ها سر و کار داریم. فرصتی برای این‌که دوباره سازمان را ببینیم، نه به‌عنوان چارت خشک و بی‌روح، بلکه به‌عنوان موجودی زنده که نیازمند شناخت و طراحی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا