اکوسیستمکسب‌و‌کارنو

شمارش معکوس برای عمل به وعده‌ها

اکوسیستم گفت؛ دولت شنید

آزاده پناهی – رویداد امروز: چهاردهم آبان دولت و نمایندگان اکوسیستم روبه روی هم نشستند و با حضور پزشکیان سه ساعت گفتگو کردند.

اهمیت این روز را نمی‌توان بدون مرور یک سال گذشته فهمید. سالی که برای اکوسیستم، بیشتر شبیه عبور از یک پیچ تند بود؛ ترکیبی از ناامیدی و مقاومت، مهاجرت و مطالبه‌گری و در نهایت تلاش برای تمرین یک مسیر ساده اما سخت: گفت‌وگو با حاکمیت.

یک سال روی لبه تیغ: از بی‌اعتمادی تا پیام رئیس‌جمهوری

اکوسیستم نوآوری ایران سال‌ها است زیر سایه تصمیم‌هایی زندگی می‌کند که بدون مشارکت خودش گرفته شده‌اند؛ فیلترینگ، محدودیت‌های فنی، فشارهای امنیتی، احضارهای تکراری و فضای خاکستری برای سرمایه‌گذاری. در این سال‌ها، واژه‌هایی مثل «موتور اقتصاد دیجیتال» و «پیشران نوآوری» زیاد تکرار شده، اما روی زمین، بسیاری از کارآفرینان خود را بیشتر «متهمان بالقوه» دیده‌اند تا شریک توسعه.

در چنین فضایی بود که نیمه مرداد ۱۴۰۴، نامه‌ای سرگشاده خطاب به مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور منتشر شد؛ نامه‌ای که امضاکنندگان چهره‌های اصلی نسل اول استارتاپ‌های بزرگ ایران بودند: بنیان‌گذاران دیجی‌کالا، دیوار، علی‌بابا، نوبیتکس، تخفیفان، صبا ایده و چند نام دیگر.

آنها در این نامه صریح نوشتند که روند جاری، آینده نوآوری و اقتصاد دیجیتال ایران را تهدید می‌کند و نگاه امنیتی باید بازنگری شود.

آن نامه فریاد جمعی نسلی بود که در دهه نود امید ساختن ایران دیجیتال را زنده کرده بود و حالا می‌دید همان امید زیر چرخ تصمیم‌های مبهم در حال له‌شدن است. از پلمب دفاتر تا احضارهای مکرر، از فشار به سرمایه‌گذاران تا دخالت در هیئت‌مدیره شرکت‌های خصوصی. جمله کلیدی هم روشن بود: «ادامه این مسیر یعنی خاموش‌کردن موتور نوآوری کشور.»

پاسخ از طرف ریاست‌جمهوری، دست‌کم در سطح پیام، خوب بود: آمادگی برای گفت‌وگو. این وعده، در ظاهر چیزی فراتر از تعارف‌های معمول سیاسی بود، چون در ادامه البته با تاخیر چندماهه به شکل یک اقدام عملی دنبال شد: برنامه‌ریزی برای نشستی مشترک با حضور رئیس‌جمهور، چند وزیر و ده‌ها نفر از فعالان اکوسیستم نوآوری. اما این نقطه شروع ماجرا نبود. مطالبه‌گری، یک‌شبه به وجود نیامده بود.

سه سند، یک پیام: اکوسیستم دیگر ساکت نمی‌ماند

سه سند، یک پیام: اکوسیستم دیگر ساکت نمی‌ماند

ابتدا باید سه سند مهم را کنار هم بگذاریم. اولی، نامه انجمن تجارت الکترونیک در شهریور ۱۴۰۳ بود؛ نامه‌ای به وزیر تازه منصوب ارتباطات، ستار هاشمی. در آن نامه، انجمن با عدد و داده وضعیت اینترنت را شرح داده بود: ایران در میان صد اقتصاد برتر جهان، یکی از بدترین رتبه‌ها را در دسترسی آزاد به اینترنت و سرعت پایدار دارد.

در تجربه کاربران بیش از پنج هزار وب‌سایت پربازدید، حدود ۴۰ درصد موارد با اختلال همراه بوده است و جمله‌ای مهم در متن آمده بود: تجهیزات فیلترینگ، موثرترین عامل کاهش کیفیت اینترنت کشور است.

در کنار تشخیص مسئله، سه مطالبه مشخص مطرح شده بود:

  1. اصلاح ساختار فیلترینگ و کاهش محدودیت‌ها
  2. رفع انحصار شرکت ارتباطات زیرساخت
  3. تقویت دیپلماسی بین‌المللی برای رفع تحریم‌های فناوری

این موارد مطالبه کسانی بود که می‌گفتند می‌خواهند شریک توسعه باشند، نه قربانی آن.

ستار هاشمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات

سند دوم، برنامه رسمی ستار هاشمی برای وزارت ارتباطات بود؛ برنامه‌ای ۲۹ صفحه‌ای که در آن اقتصاد دیجیتال به‌عنوان یکی از محورهای اصلی دولت معرفی شده بود. او نوشته بود: «نوآوری محور تحول در اقتصاد دیجیتال است و این تحول بدون بازنگری در تصمیم‌سازی‌های دولتی ممکن نیست.»

همچنین بر «عدالت دیجیتال» و مشارکت واقعی بخش خصوصی تاکید کرده و هدف رساندن سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی به ۱۰ درصد را به‌عنوان هدفی قابل‌پیگیری مطرح کرده بود؛ هدفی که در برنامه هفتم توسعه نیز ثبت شده است.

سند سوم همان نامه مرداد ۱۴۰۴ کارآفرینان به رئیس‌جمهور بود. تفاوت این نامه با بسیاری از بیانیه‌های قبلی در دو چیز بود: سطح امضاکنندگان و صراحت سیاسی. امضاکنندگان، نمایندگان مستقیم بزرگ‌ترین پلتفرم‌های خصوصی کشور بودند و در متن، این گزاره تکرار شده بود که «مسئله ساختاری است، نه فردی.» آنها از رئیس‌جمهور خواستند نه فقط از چند مدیر خاص رفع فشار کند، بلکه رویکرد را به‌کلی عوض کند.

این سه سند در کنار هم تصویر روشنی می‌داد: اکوسیستم دیگر اهل سکوت نیست. کارآفرینان یاد گرفته‌اند که برای بقا، باید مطالبه‌گر باشند، مستند حرف بزنند و زبان سیاست‌گذاران را بفهمند. و در طرف مقابل، حداقل بخشی از دولت پذیرفته که بدون این زبان مشترک، موتور اقتصاد دیجیتال روشن نمی‌ماند.

میراث دولت قبل؛ شکاف میان حرف و عمل

میراث دولت قبل؛ شکاف میان حرف و عمل

برای فهم وزن وعده‌های دولت جدید، باید به عقب‌تر برگردیم. اکوسیستم هنوز فراموش نکرده که در فروردین ۱۴۰۲، ابراهیم رئیسی در دیدار با برخی فعالان اقتصاد دیجیتال گفت: «همه مسئولان موظف به رفع موانع کسب‌وکارهای دیجیتال هستند.» آن جلسه، بیش از گفت‌وگو شبیه مراسمی تشریفاتی بود؛ عکس‌ها منتشر شد، تیترها زده شد، اما در میدان عمل، نتیجه چیز دیگری بود.

در ماه‌ها و سال‌های بعد، نه‌تنها موانع کمتر نشد، بلکه فیلترینگ گسترده‌تر شد، مسیر جذب سرمایه دشوارتر شد و سیاست‌گذاری بیشتر جنبه کنترلی پیدا کرد تا تسهیلگر. اعتماد، مهم‌ترین سرمایه هر اکوسیستم، ضربه خورد و موج تازه‌ای از مهاجرت نخبگان شکل گرفت. بسیاری از نیروهای باتجربه نه فقط شرکت که کشور را ترک کردند و اکوسیستم با پدیده خطرناک‌تری روبه رو شد: از دست رفتن حافظه جمعی.

این تجربه، مثل سایه‌ای سنگین روی هر وعده جدید پهن شده است. به همین خاطر است که وقتی پزشکیان با شعار «وفاق ملی» روی کار آمد و از «تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد» گفت، اکوسیستم نه فقط خوشحال که محتاط هم بود. امید بود، اما بدون ساده‌لوحی.

پزشکیان و لحن تازه؛ آیا مسیر هم عوض شده است؟

نخستین نشانه تغییر در اسفند ۱۴۰۳ دیده شد، وقتی رئیس‌جمهور جدید در نشستی با مدیران استارتاپ‌ها و فعالان فناوری گفت: «در کنار شما هستیم، نه در مقابل شما.» نکته مهم این جلسه، میزان گوش دادن بود. برخلاف برخی جلسات قبلی، این بار قرار نبود تنها رئیس‌جمهور سخنرانی کند و بقیه تشویق شوند.

رضا باقری‌اصل عضو پیشین دولت و فعال سیاست‌گذاری دیجیتال

مدیران استارتاپ‌ها از نااطمینانی حقوقی، تعدد نهادهای تصمیم گیر، نگاه امنیتی و سختی دسترسی به بازارهای جهانی گفتند. پزشکیان وعده داد تصمیم‌گیری در دولتش بر پایه داده و هم فکری با ذی نفعان خواهد بود.

در همان جلسه، دو محور مهم روی میز آمد: رفع موانع حقوقی و بوروکراتیک و مشارکت بخش خصوصی در نهادهای تصمیم‌ساز. رئیس‌جمهور از وزرای ارتباطات و اقتصاد خواست سهم اقتصاد دیجیتال را به ۱۰ درصد برسانند؛ هدفی که روی کاغذ جذاب است، اما بدون اصلاح ساختارها، تبدیل به شعاری دیگر می‌شود.

درعین‌حال، واقعیت پیچیده‌تر از لحن جلسه‌ها بود. در فاصله اسفند ۱۴۰۳ تا آبان ۱۴۰۴، تصمیم‌هایی گرفته شد که پیام‌های متناقضی ارسال کرد: تعطیلی سازمان ملی هوش مصنوعی، تعدیل نیرو در معاونت علمی و فناوری، توقف ستاد اقتصاد دیجیتال و ادامه فیلترینگ گسترده. برای بسیاری از فعالان، این اقدامات یادآور همان شکاف آشنا بود: فاصله حرف از عمل، اجرا در چارچوب همان ساختارهای قدیمی.

شاید همین تناقض‌ها بود که نامه مرداد ۱۴۰۴ را ضروری کرد. در آن نامه، کارآفرینان نوشتند مشکل، شخص وزیر یا یک مدیر نیست؛ ساختار تصمیم سازی است که نوآوری را به عنوان «ریسک امنیتی» می‌بیند و نه «فرصت اقتصادی».

سه ساعت در وزارت ارتباطات؛ یک گفت‌وگوی بی‌تعارف

سه ساعت در وزارت ارتباطات؛ یک گفت‌وگوی بی‌تعارف

نشست آبان ۱۴۰۴ در وزارت ارتباطات، جایی بود که همه این مسیرهای موازی به هم رسید. در یک‌سوی سالن، رئیس‌جمهور، وزیر ارتباطات، چند وزیر دیگر و برخی مقامات دولتی نشسته بودند؛ در سوی دیگر، نمایندگان استارتاپ‌ها، انجمن‌ها، شرکت‌های فناوری و فعالان باسابقه اکوسیستم.

فضا، به روایت حاضران، نه شبیه جلسات تشریفاتی بود و نه مناظره پرخاشگرانه. هر دو طرف تلاش کردند دست‌کم برای چند ساعت، طرف مقابل را بفهمند. از دل این گفت‌وگو، هفت محور اصلی بیرون آمد که تقریبا عصاره همه دردهای مزمن اکوسیستم است.

نخست، زیرساخت اینترنت. فعالان به‌صراحت گفتند تا زمانی که اینترنت این‌گونه ناپایدار، پر از فیلتر و اختلال باشد، حرف‌زدن از اقتصاد دیجیتال شبیه شوخی است. یکی از حاضران جمله‌ای گفت که در شبکه‌های اجتماعی تکرار شد: «وقتی اینترنت قطع می‌شود، نوآوری هم قطع می‌شود.»

ژوبین علاقبند مدیرعامل لیان کپیتال

دوم، تعارض منافع در رگولاتوری. مدیران فین‌تک و پلتفرم‌ها گفتند در بسیاری حوزه‌ها، همان نهادی که باید قانون‌گذار باشد، خودش بازیگر بازار است؛ از بانک مرکزی تا برخی شرکت‌های شبه‌دولتی در فضای مجازی. این وضعیت، رقابت را ناممکن می‌کند و ریسک سرمایه‌گذاری را بالا می‌برد. مطالبه روشن بود: تفکیک نقش سیاست‌گذار، ناظر و مجری.

سوم، بوروکراسی. یکی از مدیران استارتاپ به کنایه گفت: «گرفتن مجوز برای یک اپلیکیشن، گاهی سخت‌تر از ساخت خود اپلیکیشن است.» فرایندهای طولانی، متناقض و غیرشفاف، وقت و سرمایه شرکت‌ها را می‌بلعند. پیشنهاد، ایجاد یک درگاه واحد دیجیتال واقعی برای صدور و تمدید مجوزها بود؛ مطالبه‌ای که سال‌هاست روی کاغذ مانده است.

اشکان آرمندهی مدیرعامل دیوار (پیش از نشست)

چهارم، مسئولیت پلتفرم‌ها. اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار، روز پیش از این جلسه صریح توضیح داده بود که بخش زیادی از وقتش به‌جای توسعه محصول، صرف حضور در دادسرا می‌شود؛ برای پرونده‌هایی که کاربران در آنها تخلف کرده‌اند.

او گفت: «ما میزبانیم، نه مجرم. همان‌طور که صاحب یک مجتمع تجاری مسئول رفتار همه مشتریانش نیست، مدیر پلتفرم هم نباید بابت هر تخلف کاربر احضار شود.» او خواستار بازنگری در رویه‌های قضایی و پذیرش نمایندگان قانونی شرکت‌ها به‌جای احضار مستقیم مدیرعامل‌ها شد.

پنجم، مهاجرت نخبگان. یکی از حاضران گفت: «ما فقط نیرو از دست نمی‌دهیم، تیم از دست می‌دهیم.» خروج گروهی نیروهای باتجربه، نه فقط کاهش عددی نیروی کار که از بین رفتن سرمایه اجتماعی و تجربی است. حتی وزیر ارتباطات هم تایید کرد که بدون بهبود شرایط زیست و کار، وعده «بازگشت نخبگان» شعاری توخالی است.

ششم، تعامل جهانی. فعالان تاکید کردند هیچ کشوری بدون ارتباط با جهان، اقتصاد دیجیتال را توسعه نداده است. اما در ایران، تحریم‌های خارجی از یک سو و فیلترینگ داخلی از سوی دیگر، مسیر تعامل را بسته است.

فیلتر بودن ابزارهایی مانند گوگل ادز، استورها و بسیاری از پلتفرم‌های ارتباطی، در عمل دست شرکت‌های ایرانی را از بازار جهانی کوتاه کرده است. یکی از مدیران گفت: «ما نمی‌خواهیم قهرمان اتاق بسته باشیم؛ می‌خواهیم در میدان واقعی بازی کنیم.»

هفتم، ناهماهنگی نهادی. فعالان از تعدد مراکز تصمیم‌گیر گفتند؛ بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، وزارت ارتباطات، قوه قضائیه، صداوسیما و… هر کدام سیاستی دارند، اما کمتر پیش می‌آید این سیاست‌ها با هم هماهنگ باشند. پیشنهاد مشخص، تشکیل یک کارگروه فرادستگاهی برای سیاست‌گذاری دیجیتال با حضور واقعی بخش خصوصی بود.

در کنار این نقدها، چهار پیشنهاد کلیدی به مرحله تصمیم‌سازی رسید: تدوین چشم‌انداز مشترک ۲۰۳۰ برای اقتصاد دیجیتال ایران، نقش‌آفرینی رسمی و مداوم بخش خصوصی در شوراهای تصمیم‌ساز، اصلاح فوری بوروکراسی و رویه‌های قضایی و طراحی یک برنامه ملی برای توانمندسازی نیروی انسانی و کاهش فشار مهاجرت.

بیرون از نشست؛ امید، احتیاط و سایه رسانه‌ها

بیرون از نشست؛ امید، احتیاط و سایه رسانه‌ها

چند ساعت بعد، شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه ایکس میزبان روایت‌های مختلف شد: از گزارش‌های امیدوارانه تا نقدهای تند.

ستار هاشمی در حساب‌هایش نوشت که قدردان حضور رئیس‌جمهور و وزرا در جمع فعالان اقتصاد دیجیتال است و خود را موظف می‌داند مسیر گفت‌وگو را تسهیل کند. او تاکید کرد هرچه این ارتباط شفاف‌تر و مداوم‌تر باشد، کشور بیشتر از ظرفیت نخبگان دیجیتال بهره می‌برد.

محمدمحسن صدر رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران

محمدمحسن صدر، رئیس سازمان فناوری اطلاعات، هم نشست را نشانه‌ای دانست از اینکه «مسیر توسعه کشور از زیست‌بوم اقتصاد دیجیتال می‌گذرد» و این روند به گفته او «شتاب خواهد گرفت».

احسان چیت‌ساز معاون سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و توسعه فاوا در وزارت ارتباطات

احسان چیت‌ساز، معاون سیاست‌گذاری وزارت ارتباطات که گفتگوی تلویزیونی‌اش این روزها حاشیه‌ساز شده بود یک جمله نوشت: «ذات نوآوری برهم‌زننده نظم‌های کهنه است؛ دولت‌های آینده‌نگر از این آشوب، نظمی نو می‌سازند.» در سمت اکوسیستم، واکنش‌ها دوگانه بود.

نیما قاضی رئیس هیات مدیره انجمن الکترونیک ایران

 

نیما قاضی، رئیس هیئت‌مدیره انجمن تجارت الکترونیک، نوشت طراحی محتوا و ساختار جلسه را خود فعالان انجام داده‌اند و برای اولین‌بار حس کرده شاید از دل گفت‌وگو، اثر واقعی بیرون بیاید؛ البته با این قید که «باید دید فردا چه نتیجه‌ای می‌شود ساخت.»

امیرحسین راد مدیرعامل نوبیتکس

امیرحسین راد، مدیرعامل نوبیتکس، نشست را «چالشی و صادقانه» توصیف کرد و امیدواری مشروط خود را به استمرار این گفت‌وگو و نقش فعال وزارت ارتباطات در رفع موانع اعلام کرد. اما در نقطه مقابل این دیدگاه‌های مثبت گروهی دیگر قرار گرفتند.

حامد بیدی بنیان‌گذار و مدیر پلتفرم کارزار

حامد بیدی مدیر پلتفرم کارزار اعلام کرد در این جلسه دعوت شده ولی شرکت نخواهد کرد و نوشت: «اگر رئیس‌جمهور می‌خواهد صدای مردم را بشنود، کافی است سری به کارزار بزند؛ ۲۱ میلیون مطالبه گر آنجا منتظر پاسخ اند.»

سید مسعود شریفی و برخی دیگر از فعالان نیز یادآور شدند که در کنار این نشست، بخش‌نامه‌های محدودکننده، تعطیلی برخی نهادهای تخصصی و فیلترینگ ابزارهای مهمی مثل گوگل ادز همچنان ادامه دارد و نباید از تصویر کنار گذاشته شوند. نقش رسانه‌ها در این میان خود به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد.

رسانه زومیت

زومیت گزارش داد که خبرنگاران فناوری که ابتدا به جلسه دعوت شده بودند، ساعتی پیش از آغاز برنامه با مخالفت نهاد ریاست‌جمهوری روبه‌رو شده و از حضورشان جلوگیری شده است؛ بدون ارائه توضیح قانع‌کننده. زومیت این تصمیم را در تضاد با شعار شفافیت دولت دانست.

شهرام شاهکار مدیرعامل پیشین اسنپ

شهرام شاهکار، مدیرعامل پیشین اسنپ، در واکنش به نیما قاضی نوشت: «نشستی که اجازه حضور رسانه تخصصی را نمی‌دهد، از اساس مسیر غلطی را برای تعامل میان دولت و حاکمیت هموار می‌کند.»

در مقابل، برخی رسانه‌ها مانند دیجیاتو و آی‌تی من، ضمن نقد حذف رسانه‌ها، بر اهمیت نفس برگزاری جلسه و شنیدن مستقیم اکوسیستم توسط رئیس‌جمهور تاکید کردند و آن را «حرکتی هرچند ناقص اما ضروری» در بازسازی اعتماد توصیف کردند.

شنیدن، آغاز راه است…

شاید بتوان گفت مهم‌ترین دستاورد نشست آبان، نه وعده‌های داده شده بود و نه حتی مصوبات احتمالی پشت درهای بسته؛ مهم‌ترین دستاورد، احیای امکان گفت‌وگو بود. در کشوری که گفت‌وگو میان دولت و بخش خصوصی در لایه‌های رسمی اغلب به تعارف و تکرار کلیات محدود شده، همین که طرفین پذیرفتند سه ساعت بی‌پرده حرف بزنند، خودش یک‌قدم رو به جلو است.

اما اگر در ماه‌ها و سال‌های آینده، هیچ تغییری در کیفیت اینترنت، در رویه‌های قضایی مرتبط با پلتفرم‌ها، در تعارض منافع نهادهای رگولاتور و در امکان تعامل جهانی دیده نشود، همین نشست هم به یکی دیگر از حلقه‌های زنجیره ناامیدی تبدیل خواهد شد.

گفت‌وگو زمانی معنا دارد که به تصمیم منتهی شود و تصمیم زمانی اعتبار دارد که در عمل، در اینترنتی که پایدارتر است، در تیمی که می‌ماند و مهاجرت نمی‌کند، در سرمایه‌ای که وارد می‌شود و فرار نمی‌کند، دیده شود.

اکوسیستم نوآوری ایران، با همه زخم‌ها، هنوز ایستاده است؛ هنوز شرکت‌هایی هستند که محصول می‌سازند، هنوز جوانانی هستند که ترجیح داده‌اند بمانند و تلاش کنند، هنوز سرمایه‌گذارانی هستند که ریسک می‌کنند. سوال این است: دولت وفاق این بار می‌خواهد در کنار این ایستادگی حامی باشد، یا دوباره در سمت دیگر میز؟

چهاردهم آبان ۱۴۰۴، می‌تواند در آینده یا به‌عنوان «سه ساعت بی‌نتیجه دیگر» در حافظه اکوسیستم ثبت شود، یا به‌عنوان نقطه‌ای که از آن به بعد، دولت و اکوسیستم یاد گرفتند شنیدن را به عمل تبدیل کنند. انتخاب با کسانی است که امروز قدرت تصمیم‌گیری را در دست دارند؛ اکوسیستم سهم خود را ادا کرده است: سکوت را شکسته، مستند حرف زده و پای گفت‌وگو ایستاده است. حالا نوبت دولت است که نشان دهد این بار، داستان متفاوت خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا