
رویدادامروز: جیتکس ۲۰۲۵ در دبی به پایان رسید؛ رویدادی که در چهلوپنجمین دورهاش، بار دیگر به نقطه تلاقی دولتها، شرکتهای فناوری، استارتاپها و سرمایهگذاران جهانی تبدیل شد. در کنار نمایشگاه اصلی، بخش استارتاپی آن یعنی Expand North Star با حضور بیش از دو هزار استارتاپ و هزار و دویست سرمایهگذار از سراسر جهان، از نیویورک تا ریاض و سنگاپور، برگزار شد. جیتکس محل نمایش فناوریهای تازه و میدان سنجش بلوغ زیستبومها است.
اما برای ما ایرانیها، جیتکس معنای دیگری هم پیدا کرده است. در نبود حضور مستمر بینالمللی و کمبود بسترهای ارتباطی پایدار، جیتکس به نوعی «تنفس مصنوعی» اکوسیستم نوآوری تبدیل شده؛ رخدادی که هر ساله رسانهها، مدیران و کارآفرینان را به جنبوجوش میاندازد، اما چند هفته بعد، همهچیز به سکوت بازمیگردد.
جیتکس بیتردید برای نوآوری ایران اهمیت دارد. این رویداد فرصت میدهد تا استارتاپهای ایرانی در فضایی حرفهای حاضر شوند، با سرمایهگذاران خارجی مذاکره کنند و از جریانهای روز جهانی، از هوش مصنوعی و شهر هوشمند گرفته تا فینتک و سلامت دیجیتال، الگو بگیرند. از دل جیتکس میتوان فهمید که دنیا به چه سمت میرود و چه شکافهایی میان ما و جهان در حال شکلگیری است.
اما در همان اندازه که جیتکس میتواند «دروازه ورود» باشد، اگر به درستی درک نشود، میتواند به «ترمز» هم تبدیل شود. جیتکس نه نقطه پایان است و نه معجزه. هیچ قرارداد جدی در پنج روز نوشته نمیشود مگر آنکه ماهها پیش از آن، گفتگوها آغاز شده باشد. هیچ اکوسیستمی با عکسهای رنگی و پستهای اینستاگرامی رشد نمیکند، مگر آنکه سازوکار پیگیری، ساختار حقوقی و تیم عملیاتیِ آماده داشته باشد.
آنچه جیتکس را برای ما الهامبخش میکند، نظم پشتصحنه آن است؛ اکوسیستمی که ۳۶۵ روز سال کار میکند تا در پنج روز بدرخشد. شرکتها از ماهها قبل برنامه ملاقات دارند، گزارش عملکرد و مستندات آماده کردهاند، تیمهای فروش، محتوا و سرمایهگذاری در یک خط منسجم کار میکنند. برای آنها جیتکس فقط یک ویترین است.
از همینجا باید تغییر را آغاز کرد. اگر میخواهیم حضور در جیتکس ۲۰۲۵ برای ایران معنا داشته باشد، باید شبکهای دائمی میان فعالان فناوری داخل و شرکای منطقهای شکل گیرد. با همه مشکلات در تعاملات بینالمللی باید دفتر ارتباطی مشترکی میان رسانهها، صندوقهای جسورانه، استارتاپها و نهادهای سیاستگذار در دبی یا ابوظبی ایجاد شود تا تعاملات محدود به یک سفر و چند کارت ویزیت نباشد. باید روایتهای حرفهای و دوزبانه از نوآوری ایرانی تولید شود؛ لندینگپیجها، گزارشها و ویدیوهایی که در سطح جهانی حرفی برای گفتن داشته باشند تا در نقطه بهبود روابط جهانی، دست ایران پر باشد.
از سوی دیگر، اگر قرار است از فرصتها استفاده کنیم، باید ابتدا فعالیتهای اکوسیستم ایران را منسجم کنیم. هنوز میان دانشگاه، صندوق، شتابدهنده و بخش خصوصی دیوارهایی وجود دارد که هیچ جیتکسی نمیتواند از بیرون فرو بریزد. تعاملات داخلی، حلقههای بازخورد واقعی، استانداردسازی در ارائه و آمادگی حقوقی و مالی برای جذب سرمایه خارجی، پیشنیاز ورود به بازی منطقهای است.
جیتکس، مهم است. اما مهمتر از خود جیتکس، پیگیری، تداوم و یادگیری بعد از آن است. اگر هر سال فقط برویم و برگردیم، در بهترین حالت تماشاگر خواهیم ماند. اما اگر بتوانیم از دل این رویداد، نظام ارتباطی و دانشی مداوم بسازیم، آنگاه جیتکس از یک نمایشگاه به بخشی از سیستم نوآوری ایران تبدیل میشود.
ما باید جیتکس را نه به عنوان مقصد، بلکه به عنوان مسیر ببینیم. مسیری که از تهران تا دبی، از اصفهان تا ریاض و از نوآوری داخلی تا حضور جهانی امتداد دارد. آینده متعلق به کسانی است که رویداد را به جریان تبدیل میکنند و این همان کاری است که امروز باید آغاز کنیم.




