
لیلا کاظمی – رویداد امروز: کارآفرینی، موتور محرک رشد و توسعه اقتصادی، در ایران امروز با موجی از مشکلات روبهروست؛ از تورم مزمن و نوسانات ارزی گرفته تا تحریمهای بینالمللی، مالیاتهای سنگین و مهاجرت نیروی انسانی. در چنین فضایی، آینده کسبوکارهای نوپا و خرد چه خواهد شد و چه سیاستهایی میتواند این بنبست را بشکند؟ همه چیز در هالهای از ابهام قراردارد.
درحالی که باید فضای اقتصادی کشور را برای هرگونه نوآوری فراهم ساخت تا شاهد تغییر و تحول چشمگیر در عرصه اقتصادی کشور بود. رویداد امروز با هادی شجاری ،بنیانگذار آریامدتور گفتگو کرده که در ادامه میخوانید:
بزرگترین چالش کارآفرینی در ایران چیست؟
بزرگترین مشکل امروز کارآفرینان ایرانی «ابهام و عدم قطعیت» است. هیچکس نمیداند وضعیت اقتصاد، سیاست و حتی امنیت در ماههای آینده چگونه خواهد بود. وقتی در ذهن همه این سؤال وجود دارد که آیا کشور وارد جنگ میشود یا خیر، طبیعی است که کسی نتواند تصمیمات کلان و پرریسک بگیرد. به همین دلیل بسیاری از کارآفرینان دست به اقدامات جدی نمیزنند یا فقط در حد حرکتهای کوچک و کمریسک پیش میروند.
از طرف دیگر، مشکل نقدینگی و سرمایه در گردش فشار مضاعفی ایجاد کرده است. بخش زیادی از پول جامعه به سمت بازارهای سفتهبازی مثل طلا و ارز میرود و کمتر کسی حاضر است روی تولید یا ایدههای نو سرمایهگذاری کند.
چه اقداماتی باید برای بهبود وضعیت کارآفرینی در دستور کار قرار گیرد؟
اولین قدم این است که دولت سختگیریهای غیرضروری در مسیر شروع و ادامه کسبوکار را کاهش دهد. امروز کارآفرینان بیش از خودِ مشکلات اقتصادی از مجوزها، بروکراسی و روندهای اداری فرسایشی ضربه میخورند. اگر قرار است فضای کسبوکار بهتر شود، باید «سهولت فعالیت» اولویت سیاستگذاران باشد.
دوم اینکه دولت باید نقش خود را به حداقل برساند و اجازه دهد سازوکار بازار و خود کارآفرینان مسیر را پیدا کنند. هر جا دخالت دولت کمتر بوده، نتیجه مثبتتر بوده است.
بزرگترین مشکل امروز کارآفرینان ایرانی «ابهام و عدم قطعیت» است. هیچکس نمیداند وضعیت اقتصاد، سیاست و حتی امنیت در ماههای آینده چگونه خواهد بود. وقتی در ذهن همه این سؤال وجود دارد که آیا کشور وارد جنگ میشود یا خیر، طبیعی است که کسی نتواند تصمیمات کلان و پرریسک بگیرد.
چرا کسبوکارهای خرد در ایران رشد نمیکنند؟
کسبوکارهای خرد اساساً بیشترین سهم اشتغالزایی را دارند اما در ایران با چند معضل جدی روبهرو هستند: فشارهای مالیاتی نامتناسب با اندازه فعالیتشان، بروکراسی طاقتفرسا، دسترسی محدود به سرمایه در گردش و از همه مهمتر، فضای بیثبات و غیرقابل پیشبینی، وقتی نرخ ارز دائم بالا و پایین میشود و آینده اقتصاد نامعلوم است، سرمایهگذار و کارآفرین خرد ترجیح میدهد داراییاش را به طلا و دلار تبدیل کند نه اینکه ریسک کسبوکار را بپذیرد.
دولت برای عبور از این وضعیت چه اقداماتی باید انجام دهد؟
راهحل ساده نیست اما چند اصل مهم وجود دارد:
- کاهش نقش دولت در اقتصاد و حذف قوانین دستوپاگیر.
- طراحی نظام مالیاتی متناسب با اندازه کسبوکار، نه اعمال فشار یکسان بر همه.
- تسهیل دسترسی به منابع مالی کوچک (Microfinance) برای کسبوکارهای خرد.
- ایجاد ثبات نسبی در سیاستها و تصمیمات کلان.
تحریمها و نوسانات نرخ ارز چه اثری بر کسبوکارهای کوچک و متوسط دارند؟
تأثیرات آنها بسیار جدی است. یک روز مواد اولیه دو برابر میشود، روز دیگر مشتری خارجی به خاطر تحریم نمیتواند پرداخت انجام دهد. این نوسانات همه را در وضعیت بلاتکلیفی قرار میدهد. حتی اگر کسی ایده و انرژی داشته باشد، وقتی نمیداند قیمت مواد اولیه یا نرخ دلار فردا چند است، ترجیح میدهد دست نگه دارد.
چه اقداماتی برای کاهش اثرپذیری کسبوکارهای کوچک و متوسط باید انجام شود؟
باید اجازه دهیم خود کسبوکارها با نوآوری و سازوکارهای خودشان مسیرشان را پیدا کنند. نقش دولت اینجا این است که از ایجاد شوکهای مصنوعی به اقتصاد پرهیز کند و به جای دخالت مستقیم، ثبات و شفافیت ایجاد کند.
کسبوکارهای خرد با موانع مالیاتی و بوروکراسی مواجهاند. دولت برای پایان این مسأله چگونه باید عمل کند؟
دولت باید نگاهش را تغییر دهد. امروز دولت به کارآفرین مثل منبع درآمد مینگرد، در حالیکه کارآفرین باید شریک رشد اقتصادی باشد. به جای فشار مالیاتی و ایجاد مانع، باید اجازه دهند خودِ کارآفرین تصمیم بگیرد و مسیرش را جلو ببرد.
وضعیت استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان در ایران چگونه است؟
متأسفانه آن چیزی که به اسم «شرکت دانشبنیان» مطرح است، در عمل کمتر مصداق واقعی دارد. بسیاری از محصولات مونتاژی هستند یا با استفاده از رانت پیش میروند. استارتاپها هم بهخاطر تورم بالا و بیثباتی اقتصادی عملاً امکان برنامهریزی ندارند.
باید اجازه دهیم خود کسبوکارها با نوآوری و سازوکارهای خودشان مسیرشان را پیدا کنند. نقش دولت اینجا این است که از ایجاد شوکهای مصنوعی به اقتصاد پرهیز کند و به جای دخالت مستقیم، ثبات و شفافیت ایجاد کند.
چه اصلاحاتی لازم است که در سیاستگذاری صورت گیرد؟
مهمترین اصلاح این است که دولت به کمترین سطح دخالت برسد. اقتصاد باید بهدست خود کارآفرینان و فعالان بازار شکل بگیرد. تجربه نشان داده هر جا که فضای آزادتر و رقابتیتر بوده، خلاقیت و رشد اتفاق افتاده است. اگر سیاستگذاران به جای کنترل و محدودسازی، بر ایجاد ثبات، شفافیت و حذف موانع تمرکز کنند، کارآفرینی در ایران با چالشهای کمتری روبهرو خواهد شد.



